|
اسفنديار سپهري
|
||
|
نقد قدرت حاکمه |
اظهارات عجیب و غریب نماینده ولی فقیه در مورد دانشجویان:
۹۰٪ دانشجویان دختر و پسر دانشگاهها گوشت و گربه میباشند.
فضل علی نماینده ولی فقیه در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی اخیرا" در مورد اختلاط جنسیتی دانشجویان دانشگاهها افاضاتی فرموده اند که به هیچ وجه در شان دانشجویان این مرز و بوم نیست.وی در گفت و گو با ایلنا ضمن مخالفت شدید با اختلاط دانشجویان پسر و دختر وموافق بودن با تک جنسیتی کردن دانشگاهها اظهار نموده است که:
تحصیل دانشجویان دختر و پسر به صورت مختلط باعث بوجود آمدن دوستیهایی میشود که عوارض خطر ناکی به دنبال دارد و البته این عوارض اجتناب ناپذیر است.زیرا اگر گوشت را جلوی گربه بیندازی غیر ممکن است که گربه گوشت را نخورد.
وی همچنین به این ضرب المثل قدیمی که میگوید دختر و پسر جوان در کنار هم مثل پنبه و آتش هستند معتقد میباشد.وی اظهار داشت در چند سالی که در دانشگاههای کشور حضور داشته ام خاطرات بسیار تلخی از روابط دخترها و پسرها دارم.
او ادامه داد: در دانشگاههای دو جنسیتی همه چیز از این آغاز میشود که دختر و پسر در یک کلاس کنار یکدیگر درس می خوانند َ دختر با یک لبخند پسر را میدزدد و از همین روابط است که به جاهای خطرناک میرسند.
وی آماری را نیز از دوستی دانشجویان دختر و پسر میدهد و میگوید بالای ۹۰٪ دخترها و پسرهای جوان جه مذهبی و چه غیر مذهبی در دانشگاهها با هم دوست هستند و این خطر جدی است.
وی به مقایسه حوزه ها با دانشگاهها میپردازد و میگوید درصد خطا و گناه و اشتباه در حوزه ها بسیار پایینتر از دانشگاهها است و علت آنرا مهیا شدن فضای سالم برای تحصیل میداند.
وی با دادن آدرس مربوط به نحوه ارتباط دخترها و پسرها میگوید هر خانواده ای فامیل و آشناهای دور و نزدیکی دارد که در آنها دختر و پسرهایی وجود دارد و در خلا تعاملها و رفت و آمدهای خانوادگی مهمانیها و عروسی ها تا حدودی که نیاز باشد و حتی بیشتر از نیاز ارتباطاتی که لازم باشد دخترها و پسرها با یکدیگر داشته باشند تامین میشود.وی افزود : البته کتابهایی نیز در خصوص احوالات دختران و پسران و خصوصیات آنها نگاشته شده است که منبع بسیار مفیدی برای جوانانی است که میخواهند در رابطه با جنس مخالف خود شناخت داشته باشند باشد.
نکته ها :
۱-اینگونه اظهارات در حالی بیان میشود که بیش از سی سال از انقلاب گذشته و تمامی دانشگاهها زیر نظر نمایندگی ولی فقیه اداره میشوند و هزینه های کلانی نیز از این محل صرف حقوق آقایان و سایر مسائل شده است . حال بایستی از خود این آقایان سوال کرد که وظیفه امثال شما در دانشگاهها چه بوده است که اکنون اظهار میدارید بالای ۹۰٪ دانشجویان دانشگاهها با تعریف خاصی که شما از دوستی و ارتباط میکنید با هم دوست هستند ؟
آیا این در شان دانشجویان عزیز کشور میباشد که بلا نسبت دختران دانشجو را گوشت و پسران دانشجو را گربه به حساب آورده اید ؟ آیا به زعم شما دانشگاههای ما محل پرورش گربه های گوشتخوارمیباشند که بالای ۹۰٪ دانشجویان را گوشت و گربه تلقی کرده اید؟ در مخیلات شما عقل و اعتقادات مذهبی و اخلاق که ویژه انسانهاست و دانشجویان نیز از این نظر مستثنی نیستند تا چه حد دارای پایگاه و جایگاه میباشد؟ چراکه انسانها فطرتا" هم دارای عقل و شعور و اخلاق میباشند و هم دارای غرایز مادی.
۲-جناب فضل علی آیا نسبت دادن فرزندان پاک این مرزو بوم به انسانهای لاابالی و فاسد بر اساس آنچه که از بیانات شما مستفاد میشود از نظر شرعی درست میباشد؟ آیا این اظهارات نشانه فضل شماست یا جهل شماست؟ مگر دختران و پسران این کشور فاقد عقل و درک و شعور و ایمان میباشند که بی محابا شخص شما چنین تهمتهای ناروایی را به قاطبه دانشجویان وارد میآورید؟اگر این سخنان از زبان مسئولین کشورهای خارجی که آنها را دشمن میپندارید در می آمد آیا آنان را متهم به دروغگویی و ایراد افترا و تهمت به ملت ایران و دانشجویان تلقی و محکوم نمیکردید؟
۳-اظهار داشته اید که گناه و اشتباه در حوزه ها بسیار پایین تر از دانشگاههاست حال بفرمائید در آن محیطها که طلبه های دختر و پسر کاملا" مجزاست پس چگونه این دوستی و گناه و اشتباه پایین میباشد در حالی که اصولا" نبایستی همچون اتفاقی بیفتد ؟نکند...
۴-در کلامتان به قشر دختران بیش از پسران توهین نموده اید و آغاز دوستی را به اولین لبخند دختر به پسر دانشجو نسبت داده اید . گیرم به فرض محال در مورد یک دختر این اتفاق بیفتد چرا این را به پای تمام دختران مینویسید هر چند که این اظهار شما نیز بی مهری در حق تمامی دانشجویان بویژه دختران پاک است؟
۵-آیا فکر نمیکنید که آمار اعلامی شما هم مثل آمار اعلامی دولتی ها در مورد تورم بیکاری طلاق اشتغال و... کاملا" خلاف واقع و غیر واقعی میباشد.از کجا چنین برداشتی دارید وچگونه این رقم را بدست آورده اید؟
۶-شما به جای دادن راهکارهای منطقی و علمی در مورد رفع به اصطلاح دغدغه های فکریتان چرا نوع دیگری از روشهای ارتباط دختران و پسران را آنهم در مراسم و عروسی ها و .... میدهید. آیا این اظهار نوعی فرار به عقب نیست؟
۷-شما و امثال شما که نمایندگی ولی فقیه را در دانشگاهها برعهده دارید تا به حال کدام شیوه و راهکار علمی منطقی و شرعی را در جهت ایجاد روابط سالم بین دختران و پسران دانشجو تجویز نموده اید؟آیا دیوار کشیدن در کلاس یا همچو مدارس ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان تک جنسیتی کردن دانشگاهها به زعم شما چاره کار میباشد؟
۸-اصلا" چه لزومی دارد که اینگونه بحثها را به میان بکشید آنهم در شرایطی که معضلات بسیار بزرگی در خصوص امور امنیتی و رفاهی و آموزشی و ...در تمامی دانشگاهها وجود دارد و جو نامناسبی بر فضای دانشگاهها حاکم میباشد؟ این تذهبون؟
ختم کلام اینکه :
آقای فضل علی اگر چاره کار در تک جنسیتی کردن محیط آموزشی دانشگاههاست در آن صورت آیا فکر نمی کنید بایستی کادر آموزشی و اداری و خدماتی دانشگاهها نیز تک جنسیتی شوند تا خدای ناکرده اتفاق دیگری از ناحیه برخی اشخاص دون دانشگاه نظیر آنچه که سال گذشته از سوی یکی از معاونین دانشگاه زنجان بر علیه یک دختر دانشجو افتاد تکرار نشود.چراکه میدانید آن دختر پاک بخت برگشته که اصلا" لبخندی نثار آن شخص کثیف نکرده بود.
![]()
استاندار آذربایجان غربی در حکمی محمد طالبی را به عنوان مدیرکل حوزه استاندار منصوب کرد.
در این حکم آمده است:
جناب آقای محمد طالبی
نظر به تعهد، تجربه و سوابق ارزشمند، جناب عالی را به عنوان مدیرکل حوزه استاندار منصوب می نمایم.
امید است با اتکال الهی و بهره گیری از تجربیات سایر همکاران در برنامه ریزی و برقراری ارتباط با معاونین، مدیران و ایجاد همدلی بین همکاران در راستای اهداف و سیاست های دولت مهرورز و عدالت گستر با هدف دستیابی به پیشرفت و تعالی مادی و معنوی و خدمت رسانی هرچه بیشتر موفق و موید باشید.
توفیقات جناب عالی را از درگاه خداوند منان مسالت دارم.
وحید جلال زاده
استاندار آذربایجان غربی
لازم به ذکر است مشارالیه اهل ارومیه بوده و سابقه مدیریت ؟؟در وزارت بازرگانی، سازمان صدا و سیما و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ؟؟ را در کارنامه خود دارد.
نکته:
آقای وحید جلال زاده که اخیرا" ردای استانداری آذربایجان غربی را به تن کرد در اولین اقدامات مهره چینی اشخاص مورد نظر خویش در راس مدیریتها ی ستادی استانداری ، فردی را به عنوان مدیرکل حوزه استاندار برگزیده که هیچگونه سابقه مدیریتی در سطح میانی و پایه و کلان ندارد و استاندار با این انتخاب کلید آشفتگی در مدیریت کلان استان را زد و از این به بعد شاهد مسائل و رویدادهای ویژه ای در سطح استان و در تمامی فرمانداریها و ادارات ستادی استان خواهیم بود.البته این انتصاب را به حساب عدم شناخت کافی آقای استاندار از ایشان میگذارم - هرچند دور از ذهن است که استاندار فردی را به یک سمت کلیدی بگمارد که شناخت عمیق و کافی از شخص مورد نظر خویش نداشته باشد و یا حداقل استعلامی از مراجع و دستگاههایی که وی در آنها مشغول بوده وتحت شرایطی آنجا را ترک نموده بعمل نیاورده باشد- چراکه هر فردی که کوچکترین شناخت و خاطره ای از ایشان (آقای مدیرکل) دارد با دیده شوخی به این موضوع مینگرد.
آقای مدیر کل که زمانی با مدرک حقوق قضایی از یکی از حوزه های علمیه کشور البته با حاشیه هایی مدرک لیسانس را اخذ نموده بود تحت عنوان کارشناس حقوقی در اداره کل بازرسی و نظارت استان آغاز به کار نمود ولی به خاطر عملکرد و خصوصیات اخلاقی و رفتاری ویژه ای که داشت آن اداره کل را با استعفای اجباری ترک نمود.
ایشان سپس به صدا و سیمای آذربایجان شرقی رفت و با رفتار ویژه ای که داشت آنجا را نیز با حاشیه های خاص خود ترک نمود و به صدا و سیمای کرمانشاه رفت و پس از آشنایی با آقای جلال زاده که در آن موقع قائم مقام کامیار مدیر استانی صدا و سیمای کرمانشاه بود به سازمان صدا و سیمای مرکز (تهران) رفت و در قسمت آموزس مشغول گردید . نهایتا" به دنبال حضور آقای جلال زاده در وزارت علوم مدتی را نیز در یکی از بخشهای آن وزارتخانه فعالیت نمود.
اینکه تعهد؟؟، تجربه؟؟ و سوابق ارزشمند؟؟؟؟؟ ایشان چگونه و از چه طریقی کشف و برای استاندار ثابت گردیده برای کسانی که کمترین شناختی از ایشان دارند جای بسی سوال و شبهه میباشد.
با توجه به خصوصیات اخلاقی که در ایشان وجود دارد و از موقعیکه در این حوزه مشغول گردیده با رفتارهای کودکانه و دور از شان مدیرکلی ماهیت خویش را نشان داده دیری نخواهد پائید که استانداری به آشفته بازاری تبدیل خواهد شد که جلال زاده سهل است وزیر کشور نیز یارای سامان دادن به آن را نخواهد داشت.مگر اینکه خود آقای مدیرکل تغییرات بنیادین در رفتار و کردار و افکار و سکنات خویش بدهند که البته این هم بعید میباشد.(به عنوان مثال به هنگام حضور استاندار در شهرستان نقده در روز ۵/۹/۸۸ ودر اثنای برگزاری جلسه مربوط به بررسی مسائل و مشکلات آن شهرستان از سوی مقام عالی استان و مسئولین محلی شهر آقای طالبی به جای مشارکت دربحثهای جلسه مشغول توزیع آبمیوه و بیسکویت بین خبرنگاران بود )
متاسفانه در جناح حاکم نه تنها شایستگی محلی از اعراب ندارد بلکه رعایت اصول گزینشی در انتصاب اشخاص هم معنا و مفهومی ندارد و رئیس جمهور و استانداران و وزرا و ... صرفا" نظر و حرف خود را به کرسی مینشانند و جایگاهی برای شور و مشورت و تحقیق و مسائل دیگر قائل نیستند . در این دولت فقط کافی است اشخاصی نظیر این مدیرکل به صورت ظاهری و صوری هم که شده بیعت و وفاداری خویش را به شخص رئیس جمهور و تفکرات ویژه ایشان ثابت نمایند در آن صورت میتوانند پله های ترقی را تا معاونت اولی رئیس جمهور طی نمایند بی آنکه آب از آب تکان بخورد.
نحوه انتخاب کردان فقید و رحیمی معاون اول فعلی رئیس جمهور و رئیس دفتر ایشان را همه به خاطر دارند .وقتی که رئیس دولت نهم آنگونه باشد استانداران هم به تبع آن اینگونه خواهند بود.
مطلب زیرین را یکی از دانشجویان عزیز دانشگاه اورمیه در خصوص مرگ تاسف بار یکی از دانشجویان در یکی از خوابگاههای خصوصی که در اثر انفجار گاز لوله کشی غیر استاندارد جان خود را از دست داده و موجب اعتراض دانشجویان این دانشگاه قرار گرفته در وبلاگ قرار داده و خواستار حمایت جامعه وبلاگنویسان از این حرکت اعتراض آمیز و مدنی شده است. ضمن ابراز همدردی با خانواده این دانشجوی فیزیک هسته ای و همکلاسیهای ایشان و قاطبه دانشجویان عزیز مطلب ایشان عینا" جهت اطلاع رسانی و ابراز حمایت از این حرکت درج میگردد.
دانشجویان اورمیه به شدت تنها هستند
به داد ما برسید
از این به بعد هرازگاهی یک عکس یا تصویر یا مطلب برجسته در وبلاگ قرار داده میشود . از بازدیدکنندگان گرامی ، دوستان ارجمند و وبلاگ نویسان عزیز خواهش میکنم هر نوع نظر یا پیامی که در ارتباط با موضوع به ذهنشان میرسد در قالب جمله یا شعر یا دکلمه متناسب با آن در قسمت کامنتها قرار دهند . پس از دریافت هر نظر و پیامی همان مطلب عینا" در زیر تصویر با نام خود شخص به معرض دید و قضاوت گذاشته خواهد شد.
تصویر این هفته : این عکس حاوی چه پیامی است؟
شرح مختصر تصویر:
پیرزن کارتن فروش در حال سوا کردن نانهای سالم از ناسالم میباشد و کیسه محتوی نان را از سطل آشغال کنار خیابان یافته است.این تصویر در روز قدس روز حمایت از ملت فلسطین گرفته شده است.

عکس از : اسفندیار سپهری نیا با دوربین موبایل سامسونگ دی ۹۰۰
توضیح : که صرفا" نظرات مرتبط با موضوع تصویر در این قسمت به نمایش گذاشته خواهد شد . از دوستان خواهش میکنم به این نکته عنایت داشته باشند.
نظرات دوستان:
توسط:دختر خورشید
وب سایت پست الکترونیک توسط: آراز
چهارشنبه 4 آذر1388 ساعت: 13:8
سلام واقعا اشک ریختنم برای این عکس کمه
نمونه های زیادی مثل این عکس رو اطراف خودمون می بینیم بچه هایی که توی آشغالا دنبال یه چیزی واسه خوردن می گردن
ناله ها اگه فریاد شود ...
| سلام اقای سپهری عزیز اینها با بی عرضه گی خود زمینه ظهور اقا را فراهم می کنند زیاد خرده نگیرید راهتان سبز قلمتان قائم قدتان استوار باد اینان سولدوزی و سولدوزون غیرتلی ومراملی اینسانلارینی چوخ سوریم | |||||
| وب سایت | |||||
اعتراف نامه یک بسیجی به مقام رهبری
(بدون شرح)
رهبر عزیز گرانقدر با شما و مشاوران شما سخنی داشتم که هر چند گفتنش شاید آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت ولی هر چقدر خواستم که ننویسم و نگویم تاب نیاوردم و شاید گفتنش جلوگیری از رفتن به مسیری باشد که در انتخاب آن اشتباه کرده ایم . امیدوارم این شکایت و افسردگی مرا بعنوان یکی از میلیونها بسیجی و فدائیان راه ولایت که لحظه ای در جهت حفظ این نظام مقدس از راه ولایت و پشتیبانی از ولایت فقیه غافل نشده بپذیرید و چاره ای برای برون رفت از این وضعیت بحرانی هر چه زودتر بیندیشید.
روز شنبه نهم آبانماه جلسه ای در پایگاه بسیج به دعوت فرمانده پایگاه داشتیم که در آن جلسه ، راهکارها و روشهای مسالمت آمیز برخورد با اغتشاشگران مراسم 13 آبان از سوی فرمانده پایگاه قرائت شد و در پایان جلسه یک ساعت ونیمه از سوی فرمانده به هر یک از اعضای فعال بسیج پایگاه
مبلغ چهارصد هزار تومان بصورت چک پول نقد پرداخت شد که رسید آن نیزگرفته شد که پرداخت این مبلغ در پایان چنین جلسات بی سابقه بود .
مهمتر از آن فرمانده پایگاه اعلام کرد:
که پس از گذر از 13 آبان به ازای دستگیری هر یک از اغتشاشگران وهمچنین ارائه مدارکی مستند بر اغتشاشگری افراد مذکور که میتوان با همراهداشتن چند شاهد بین خود و یا دوربین فیلمبرداری . عکسبرداری این مستنداترا در هنگام اغتشاشگری و دادن شعارهای ضد انقلاب تهیه کرد مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان تشویقی برای هر یک اغتشاشگر دریافتخواهید کرد .
از فرمانده پایگاه پرسیدم:
که این مبالغ از کجا تامین میشود؟
ایشان با اینکه نخواستند فاش کنند ولی بدلیل پافشاری من فرمودند:
از نمایندگی بیت رهبری در سپاه .

حال با این تفاسیر از رهبرم سوالی دارم :
رهبر من . اگر منبع این تشویقی ها شما یا اطرافیان شما هستید آیا فکر نمیکنید مشاوران و اطرافیان شما در این امربه شدت دچار اشتباه شده اند ؟
آیا این حرکت هر چند که خیر خواهانه است ولی توقع تعدادی از بسیجیها را در مقابل کاری که بیشتر و فقط به خاطر حفظ آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیشرفت آن است انجام میدهند بالا نخواهد برد ؟
و آیا این حرکت کوچک کردن رسالت و حرکتی که ما بسیجیها برای سربلندی ایران اسلامی انتخاب کرده ایم و اکنون در خیابانهای تهران و شهرهای مختلف با دشمنان آن دست به گریبان هستیم نخواهد بود ؟
آیا این نرخ گزاری عملی شایسته است ؟
آیا در جبهه های جنگ حق علیه باطل ما برای پول و مادیات از جان خود گذشتیم و به خط مقدم جبهه ها هجوم بردیم ؟
آیا آن زمان سخن از پول و مادیات بود ؟
ای کاش مشاوران رهبرم قبل از این حرکت که به نظر من نسنجیده صورت گرفته تاملی میکردند تا اینگونه شاهد فیلمهایی که در 13 آبان در صدر خبرهای جهان قرار گرفته نباشیم .
اینچنین که من دریافته ام این مبالغ تشویقی نیز به یگانهای ویژه نیروی انتظامی و بعضی از ارگانهای دیگر ارائه شده که اینچنین تعداد دستگیریها و درگیری و خشونت در 13 آبان در نقاط مختلف تهران را بالا برد .
من خود شاهد بودم که برای افزایش تعداد دستگیریها در 13 آبان فرمانده بسیج یکی از مناطق تهران با همکاری تعدادی از پرسنل یگان ویژه نیروی انتظامی پارکینگ منزل خود را تبدیل به یک بازداشتگاه موقت کرده بود که در عصر 13 آبان بیش از 2 مینی بوس افراد دستگیر شده اعم از زن و مرد به بازداشتگاه سپاه انتقال دادند .
آیا این یک نوع افراط و تفریط نیست ؟
ایا نباید فکری برای صورت مسئله کرد ؟
تا کی اینچنین رفتار کنیم ؟
رهبرم . شاید نباید این اطلاعات را در اینجا میدادم . شاید هم از کرده خود پشیمان شوم . اما نمیدانم شکایت خود را از مشاوران شما به کجا برم ؟
چگونه میتوانستم حرف دل خود را به شما بازگویم . رهبرا چاره ای اندیشه کنید که دیگر اینچنین نشود . خواهش میکنم . استدعا دارم که مادیات را در راه حفظ نظام وارد این وظیفه مقدس نکنید .
به خدا قسم که وقتی که فیلمهایی را از اهانت و بی حرمتی فریبخوردگان به محضر شما و آقا امام زمان ( عج ) دیده ام من و خانواده ام اشک از چشمانمان جاری شد .
چرا باید به اینجا برسیم که در داخل کشور شاهد اینچنین رویدادهایی باشیم که حتی در کشورهای مسلمان و حتی غربی جرات چنین کاری را به خود نمیدهند ؟
آیا این نتیجه همان افراط و تفریط در برخوردی نیست که در روزهای اخیر علیه تعدادی از مردم فریبخورده به کار بسته ایم ؟
ای کاش مشاوران شما راهی مسالمت آمیز را برای برون رفت از این فاجعه توصیه کنند نه اینچنین با پول حرمت بسیج و بسیجی و هر آنکه در برابر این نظام وظیفه ای را دارد بشکنند .
ای کاش مشاوران و خود عزیز گرانقدر شما راهی را برای برون رفت از این برهه زمانی را پیشنهاد کنید که در آن طلیعه و روشنایی “وحدت” و “همبستگی” بین مردم دیده شود و نه تشویق برای رویارویی .
به امید وحدت و یکپارچگی مردم ایران اسلامی در دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی
سرباز کوچک شما و فرزند شهید مصطفی مهدوی نیا
رضا مهـدوی نیـاوبلاگ رضا مهدوی نیا
۱۳آبان امسال در تهران چه گذشت؟
در تقویم کشوری روز 13 آبان روز مبارزه با استکبار جهانی نامگذاری گردیده و هر سال در چنین روزی شاهد برپایی راهپیماییهای ملت در سراسر کشور می باشیم. اما امسال روز ۱۳ آبان متفاوت تر از سالهای قبل بود حداقل در تهران و شهرهای بزرگ . چراکه این روز مجوزی بود برای حضور مردم معترض به نتیجه اتنخابات ۲۲ خرداد. این روز مجوزی بود بویژه در پایتخت و برخی شهرهای بزرگ کشور برای حضور صدها هزار نفری در خیابانها تابه خاطر آنچه که در طول چهار ماه گذشته بر پیکره نحیف دموکراسی ایران و حتی بر اسلامیت نظام وارد آمده بود فریاد بر آورند.فریاد بکشند که ما ملت ایران طالب برقراری دموکراسی واقعی در کشور میباشیم. در چنین روزی جنبش مردمی سبز سبز تر از هر زمان دیگر در میادین و خیابانهای اصلی تهران از میدان انقلاب گرفته تا میدان هفت تیر و خیابانهای ولیعصر و تا مفتح و طالقانی و میرزای شیرازی و تمامی خیابانهای مشرف به خیابانهای اصلی پایتخت حاضرشدند و اعتراض خویش را به روند مردم سالاری از نوع جدید اعلام کردند.

رسالت مطبوعاتی و وظیفه روزنامه نگاری ایجاب می کرد تا با حضور در میان مردم آنچه را که شاهد بودم به یاری واژه ها و قلم الکن خویش به تصویر کشم.

صبح علی الطلوع نیروهای گارد ویژه ، نیروهای ضد شورش ، نیروهای بسیجی ، لباس شخصیهای سازماندهی شده بی سیم به بدست و نیروهای امنیتی و انتظامی با تجهیزات کامل ضد شورش ، آمبولانسهای آماده ، خودروهای ویژه حمل افراد دستگیر شده و موتورسواران مسلح به باتوم و سربازانی که دارای اسلحه ویژه پرتاب گلوله های گاز اشک آور بودند تمامی خیابانها و مسیرهای حضور مردم را تحت کنترل خود قرار داده و شهر را به یک صحنه جنگ و پادگان نظامی تبدیل کرده بودند.تمامی پاساژها و مغازه ها به دستور نیروی انتظامی تعطیل و تنها مردم بودند که فوج فوج وارد صحنه می شدند .اولین شعار از محل توقف عابرین پیاده رو در پشت چراغ قرمز از سمت ولیعصر به طرف پل کریمخان شروع شد . الله اکبر . این شعارکوبنده و اسرار آمیز را میتوان سر سلسله تمامی شعارهایی دانست که در انقلاب سال ۵۷ در طول انقلاب وهمچنین به هنگام اجرای عملیاتهای نظامی در طول هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پایه قدرتها را به لرزه درآورده بود و هم اکنون این شعار بعد از سی سال از زبان مردم معترض در سراسر کشور طنین انداز و البته خطر آفرین و عامل تحریک نیروهای ضد شورش گردیده است. گویی گلوله ای آتشین است که از سلاح های آتشین بیرون میجهد.
آری علیرغم اینکه هنوز یک ساعتی به شروع راهپیمایی اصلی مورد نظر مانده بود مردم پایتخت دسته دسته با مضامین و نمادهای مشخص به سمت هفت تیر در حرکت بودند. برای اولین بار در طول سی سال گذشته و به خاطر جلوگیری از اتحاد و اتفاق ملی مسیرهای راهپیمایی را اعلام نکردند و البته قابل پیش بینی بود که راهپیمایی مبارزه با استکبار جهانی تبدیل به تظاهرات اعتراض آمیز علیه نتیجه انتخابات ۲۲ خرداد شود که هنوز که هنوز است ازخاطرها نرفته و مردم مترصد چنین فرصتهایی هستند تا اعترضات خویش را به گوش مسئولین برسانند.

سردادن اولین شعار الله اکبر از سوی بانوان و زنان کافی بود تا گروههای دو ، سه ، چهار و پنج نفره گرد هم جمع شوند و تبدیل به گروههای صدها نفری و حتی چندهزار نفری شوند. همین وحدت عاملی شد تا شعار الله اکبر در تمامی این خیابانها طنین انداز شده و فرماندهان نظامی و انتظامی و لباس شخصیها را وادار به صدور حمله سرکوبگرانه به نیروهای تحت فرمانشان علیه مردم نماید.درگیرها شروع شد . باتوم به دستها و چماق به دستها به سوی مردم حمله ور شدند و برای آنها فرقی نمیکرد که کسانی که زیر ضربه های آنها کتک میخورند و دست و پا و سرشان میشکند زن است یا مرد است پیر است یا جوان . مردم عادی هستند یا معترضین. هدف آنها صرفا" سرکوب بود و ضرب و شتم و دستگیری. با افزایش شدت جمعیت و تند شدن شعارها، نحوه سرکوب نیز تغییر میکرد. پرتاب گلوله های حاوی گاز اشک آور و تیراندازیهای هوایی و یورش وحشیانه نیروهای ویژه توسط موتو سیکلت سوارها و زیر گرفتن مردم بویژه دختران و زنان که در این سرکوب برجسته تر بودند از جمله شیوه های مورد عمل بود.


کسانی که ازطریق بامها و پنجره های منازل مشرف به خیابانها نظاره گر چنین صحنه هایی بودند به راحتی اقدام به فیلمبرداری از این مناظرمیکردند و گاها" به یاری مصدومین نیز میشتافتند.
با افزایش اعتراضات و به تبع آن افزایش شدت درگیریها در خیابانهای منتهی به هفت تیر و طالقانی که قرار بود مهدی کروبی و میر حسین موسوی نیز به خیل مردم بپیوندند نیروهای نظامی و انتظامی با بستن تمامی راهها و انجام حمله های پیا پی مانع ملحق شدن هزاران نفر در این سمت به مردم مستقر در میدان هفت تیر و مقابل سفارت سابق امریکا یا لانه جاسوسی شدند. در همین حین گزارش شد که مهدی کروبی مورد حمله مهاجمین وابسته به جناح حاکم قرار گرفته و گلوله گاز اشک آور به یکی از محافظین ایشان اصابت کرده و وی راهی بیمارستان شده است همچنین در این درگیریها حبیب الله پیمان دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز نیز مورد حمله قرار گرفت و زخمی گردید. تغییر مکرر عناوین شعارها از نکات قابل توجه بود. سفارت روسیه لانه جاسوسیه ، دولت کودتا استعفا استعفا ، منتظری صانعی روحانی واقعی و...از جمله شعارهای معترضین بود و در کنار آن سرود یار دبستانی من و شعارهایی که در اوایل انقلاب اسلامی سر داده میشد در همهمه جمعیت بطور واضح به گوش میرسید.

ساعت از12 ظهر گذشته بود ولی اعتراضات درگیریها ادامه داشت . به محض اینکه صدای شعار از سوی هر شهروند دختر و پسری به گوش میرسید نیروهای سرکوبگر سریعا" در گروههای چند نفره به سوی افراد مزبور حمله ور میشدند و با باتوم و چوب و مشت و لگد به جان آنها می افتادند وآنان را تا حد مرگ کتک میزدند و کسی هم یارای نزدیک شدن به این نیروهای شدیدا" عصبانی و پرخاشگر را نداشتند. جاری شدن خون از سر و روی معترضین و پارگی لباس آنها مشهود بود .و در عین حال فریادها و شیونهای مردم ناظر و مخصوصا" دختران و زنان . ناگفته نماند که بنده نیز طعم ضربه های باتوم و چوب نیروها را چشیدم و ضربه سختی هم به آرنج دست چپم وارد شد و به هر طریقی بود از دست آنها گریختم.


![[50_12.jpg]](http://3.bp.blogspot.com/__cN1NuD8rLM/SvLT1ApWtlI/AAAAAAAABBo/u40g1SCWJtg/s1600/50_12.jpg)
در چنین شرایطی صدای آژیر آمبولانسها در کنار تیراندازیهای هوایی و پرتاب گلوله های اشک آور صحنه دیگری را خلق کرده بود. علیرغم اینکه مدت زمان برگزاری راهپیمایی اصلی به پایان رسیده و با سخنرانی حداد عادل و البته هتاکی های مجدد وی به میر حسین موسوی و کروبی به پایان رسیده بود ولی همچنان شعارهای معترضین در میدان ولیعصر و خیابانهای اطراف ادامه داشت و به تبع آنهم ادامه سرکوبها و تیراندازیها.این روند تا ساعت سه بعدازظهر ادامه داشت ولی به تدریج از شدت آنها کاسته میشد. حدود ساعت 4 عصر تقریبا" وضعیت شهرآرام شد. هرچند در برخی نقاط صداهای پراکنده ای به گوش میرسید. صحنه هایی که در این زمان دیده میشد با آنچه که ظهر و قبل از ظهر اتفاق افتاده بود جالب توجه بود. مثل اینکه جنگ بین دو کشور و درواقع دو دشمن به پایان رسیده بود ، نیروهای گارد ویژه و سایر نیروهای سرکوبگر در حالت استراحت قرار داشتند و و در حال خوردن نوشابه و بیسکویت و بگو بخند بودند. در مقابل آنها هم مردان و زنان جوان و میانسال و پیری بودند که نماد سبز در دست داشتند و خسته و کوفته در پیاده روها نشسته و نظاره گر این ضد شورشیها بودند و جالب اینکه گاهی هم پیدا میشد که بعضی از همین نیرهای مذکور چشمشان را به خانمهایی زل زده بودند که تا چند وقت پیش در خیابانها در برابر این نیروها شعارمی دا دندو بدست همینها سرکوب میشدند.
هوا همچنانکه که رو به تاریکی میرفت هر چند که از حضور مردم کاسته میشد ولی همجنان نیروهای ضد شورش در میادین و خیابانها و کوچه ها حاضر بودند و برای سرکوبهای احتمالی آماده . شب که شد آرامش بر شهر حاکم شد و تقریبا" وضعیت عادی به خود گرفت. مردم به خانه هایشان رفتند . عده ای دستگیر و به بازداشتگاهها فرستاده شدند عده ای به بیمارستانها و مراکز درمانی منتقل و عده ای هم به دنبال فرزندها و اعضای خانواده خود که در این تظاهرات حضور داشتند ولی هنوز از آنها خبری نداشتند، سراغ آنهارا میگرفتند.
آری امسال روز مبارزه با استکبار جهانی تبدیل شده بود به روز مبارزه با کسانی که به خاطر دفاع از حقوق خویش و طرح خواسته های سیاسی که همان برقراری نظام واقعی مردم سالاری و محترم شمردن آرا یشان و اجرای اصول مرتبط با حقوق اساسی ملت در قانون اساسی به خیابانهای تهران و سایر شهرهای بزرگ کشور ریخته بودند.
روز ۱۳ آبان امسال مساوی شد به مبارزه ای نابرابرهمراه با الله اکبرها و شعارهای لا ینقطع تند و آتشین مردم، شلیک گلوله های گاز اشک آور تیراندازیهای هوایی ،ویراژ موتوسیکلت سواران مسلح به باتوم های شوکربا لباسهای ضد گلوله ؟؟؟ و کلاهخودهای جنگی با چهره هایی خشن و عصبانی ،سرکوب و خون و فریاد.
این روز هم به صفحات تاریخ سراسر پر نشیب و فراز ملت ایران اضافه شد . نمی دانم فرداهای دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد. فرداهایی که از راه خواهند رسید و یادآور مبارزات و اتفاقتی است که توسط همین ملت خلق شده اند: روز ۱۶ آذر(روز دانشجو)،شبهای محرم وروزهای تاسوعا و عاشورای حسینی ، ۲۲ بهمن ، ۱۲ فروردین ، ۱۲ اردیبهشت ( روز معلم) ، ۱۴ و ۱۵ خرداد ، ۲۲ خرداد و سالگرد کشته شدن ندا آقاسلطان و سهراب اعرابی و مهدی روح الامینی و و دهها کشته شده دیگر و ...
۱۳آبان روز مبارزه با استکبار جهانی یا ....
۱۳ آبان از نگاه دوم : خشونت - گاز اشک آور -
یورش - خون - ضرب و شتم
مشاهداتم از مراسم ۱۳ آبان در تهران بزودی در همین وبلاگ.
جمعی از روزنامه نگاران آذربایجان غربی با ارسال نامه ای به استاندار جدید این استان ضمن اعتراض به ضرب و شتم یکی از روزنامه نگاران توسط ماموران انتظامی مستقر در استانداری خواستار برخورد با عوامل این حادثه شدند .
جناب آقای وحید جلال زاده
استاندار آذربایجان غربی
با سلام
اولین روز کاری جنابعالی به عنوان استاندار جدید آذربایجان غربی همزمان شد با ضرب و شتم یک عضو جامعه رسانه ای استان آن هم توسط ماموران انتظامی مستقر در استانداری .
در جهانی که با یک کلیک کردن حتی می توان تعداد موزاییک های حیاط منزل استاندار را از طریق ماهواره و اینترنت شمرد و مشاهده کرد، یک روزنامه نگار به بهانه واهی عکاسی از پارچه نوشته های تبریک نصب شده مقابل ساختمان استانداری از سوی ماموران انتظامی استانداری مورد ضرب و شتم شدید قرار می گیرد که جای بسی تاسف است .
ضرب و شتم روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان در این استان مسبوق به سابقه است و البته تاسف بارتر اینکه هیچگاه با ضاربان و آمران این حوادث نه تنها برخوردی نشده است که برخی مسوولان دولتی نیز در تلاش برای محکوم کردن روزنامه نگاران برآمده اند !
در ماجرای مضروب ساختن یکی از همکارانمان در اولین روز کاری جنابعالی مقابل استانداری نیز متاسفانه یکی از مسوولان استانداری با اقدامی شرم آور در تلاش برآمد با اتهاماتی واهی و مضحک نه تنها عاملان این حادثه را تبرئه که همکار مضروبمان را اغتشاشگر، آشوبگر و بر هم زننده نظم عمومی معرفی و مقدمات محکومیت وی در دادگاه را فراهم آورد و البته تاکنون نتوانسته است توضیح دهد که عکس گرفتن از چند پارچه نوشته چگونه می تواند مصداق آشوب و اغتشاشگری باشد !
جناب آقای جلال زاده !
امضا کنندگان این نامه به عنوان جمعی از روزنامه نگاران استان آذربایجان غربی از شما انتظار دارند از آنجایی که اتفاق ناگوار در مجموعه تحت مدیریت شما در اولین روز کاریتان اتفاق افتاده است ،
1- هر چه سریعتر برخورد قاطع و قانونی با عاملان و آمران ضرب و شتم همکارمان صورت پذیرد .
2- خسارت های وارده معنوی و مادی به همکار مضروبمان به نحو مقتضی جبران شود .
3- با اتخاذ تدابیر لازم، زمینه های بروز حوادثی مشابه برچیده شود تا حرمت قلم و رسانه در این استان محفوظ بماند .
ما هر چند مسوولیت این حادثه را بدواً متوجه شما نمی دانیم اما قطعا این واقعه غم انگیز، آزمونی برای شما تلقی می شود که امیدواریم از آن مساله سربلند بیرون آیید .
رضوان آیرملویی - محمد صادق امجدی - سعید پورحیدر - مهرداد تبریزی - اسماعیل جوادی - قنبر حاجی وند - امیر خالقی نژاد - محمد علی خالقی نژاد - اکبر رفاهی - پیمان رزمخواه - اسفندیار سپهری نیا - ایرج سلیمانزاده - حامد عطایی - جعفر محمدی - رحمان نریمانی - مدیر مسوول و کارکنان نشریه فردای ما- مدیر مسوول و کارکنان نشریه ارمغان آذربایجان
|
|

میرحسین موسوی: دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند که با گشادهدستی از حقوق ملت عقب نشستند/سیزدهم آبان میعادی است تابه یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند.
همه با هم در راهپیمایی بزرگ روز سبز ۱۳ آبان
ضرب و شتم شدید یک خبرنگار در اورمیه
عوامل کودتا در اورمیه، همزمان با اولین روز کاری استاندار جدید منصوب دولت کودتا در این شهر، به ضرب و شتم شدید یک خبرنگار پرداختند. این عکاس خبری مشغول عکاسی از مراسمی تشریفاتی بود که برای استاندار جدید اورمیه برپا شده بود.
سایت عصرایران نوشت: ماجرا از آنجا اغاز شد كه یكی از خبرنگاران اورمیه ای با تلفن همراهش مشغول عكسبرداری از ده ها پارچه نوشته تبریك برای استاندار جدید آذربایجان غربی بود كه ناگهان مأموران مستقر در استانداری به سمت وی رفته و پس از مشاجره لفظی او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.
ماموران به كتك زدن وی در پیاده روی مقابل استانداری بسنده نكرده و با كشاندن این خبرنگار به داخل محوطه استانداری ، به ضرب و شتم جمعی وی ادامه دادند.
ماموران انتظامی مستقر در استانداری در حالی این روزنامه نگار را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دارند كه هیچ تابلوی "عكسبرداری ممنوع"ی در مقابل ساختمان استانداری وجود ندارد و نمای بیرونی ساختمان نیز در معرض دید هزاران عابری قرار دارد كه هر روز از مقابل استانداری در رفت و آمد هستند. احمد نقی زاده كه در این حادثه به شدن مصدوم شده ،روزنامه نگار، وبلاگ نویس و از كاركنان سابق روابط استانداری است كه در انتخابات گذشته سخنگوی ستاد انتخاباتی محسن رضایی در آذربایجان غربی بود.
این خبرنگار پس از این ماجرا از ماموران خاطی به دادگاه شكایت كرد و جالب آنكه خود به ایجاد بلوا، آشوب و اغتشاش متهم شد و البته تبرئه گردید!
بعد از این ماجرا ، پارچه نوشته های مقابل استانداری جمع اوری شدند
------------------------------------------------------------------------------
البته باید متذکر شد که اقدامات خشونت بار جناح حاکم برای اولین بار
نبوده و آخرین بار نیز نخواهد بود. چراکه قدرتی که بر اساس زر و زور و
تزویر بر جامعه حاکم شود و رئیس دولت به صراحت اعلام نماید که در
کشور آزادی نزدیک به مطلق وجود دارد در چنین شرایطی اگر غیر از
این باشد باید نگران بود . زیراکه معنای آزادی نزدیک به مطلق در واقع
آزاد بودن حامیان و طرفداران و متملقین این دولت در ایجاد رعب و
وحشت و کتک زدن و ضرب و شتم نمودن مخالفین این دولت
نا مشروع میباشد.
صفت رذیله چاپلوسی در این دولت به نهایت خود رسید
چاپلوسی و تملق و ریا و فریبکاری از جمله خصائص بسیار زشت و نفرت انگیزی هستند که هم برای گوینده و عمل کننده آن وهم برای کسیکه مورد تملق و چاپلوسی قرار میگیرد مضر و خطرناک میباشد.
متاسفانه این خصائص شیطانی و مذموم در دولتهای نهم و دهم به اوج خود رسیده و مرتکبان به این خصائص از درجه آیت اللهی گرفته تا فرد عادی را شامل میشود.
دیروز استان آذربایجان غربی شاهد تغییر و تحول مدیریتی در سطح عالی استانی بود و طی این تغییرات وحید جلال زاده به جای رحیم قربانی بر اریکه قدرت تکیه داد.چند روز قبل در جهت استقبال از والی جدید کمیته ای به مسئولیت صادق دین پرست از نزدیکان قربانی تشکیل گردید و ایشان در جهت به اوج رساندن خصوصیتی که بدان اشاره شد کمیته های فرعی دیگری نظیر کمیته کارمندان بانوان روحانیون ورزشکاران دانش آموزان و... تشکیل داد و قرار شده بود که این کمیته ها در قالب گروههای خودجوش؟؟؟ از استاندار جدید استقبال نمایند. سازمان تاکسیرانی اورمیه هم به تبع این اقدامات اقدام به چاپ و انتشار تصاویر والی جدید و نوشته هایی با مضمون صل علی محمد یاور مالک آمد و تاکسیداران را موظف نمود این تصاویر و شعارها را بر روی شیشه تاکسی خود بچسبانند.
همچنین نقاط مختلف شهر و بویژه مدخل ورودی شهر از سمت فرودگاه را پر از بنرها و پارچه ها یی نمودند که مضمون آنها خوش آمد گویی به استاندار جدید بود.
در روز موعود که ۴/۸/۸۸ بود ادارات به حال نیمه تعطیل در آمد چراکه مسئولین و روسای ادارات و برخی کارمندان توفیق اجباری بود که با حضور در فرودگاه از مقام جدید استانداری استقبال نمایند .
حال حساب کنید که با این اقدام چاپلوسانه چقدر هزینه صرف ایاب و ذهاب و حق ماموریت و هزینه خورد و خوراک و صرف بنزین و ساعتها وقت و ... گردید تا این والی بر اریکه قدرت استان تکیه دهد. در کنار این هزینه ها حساب کنید تا چه حد مردم به دلیل عدم حضور مسئولین و کارمندان در ادارات سرگردان شدند و اعصابشان خط خطی شد.
اما ببینید شعارها را:
وزیر کشور علی به شهر ما خوش آمدی
صل علی محمد یاور مالک آمد
و....
بله چاپلوسی و تملق را ببینید که تا چه اندازه بر فضای کشوری و این استان سایه افکنده است .آیا اصلا" آقای احمدی نژاد قابل مقایسه با مالک اشتر نخعی میباشد؟ آیا این صحیح است که چاپلوسی را تا بدان حد برسانند که مقام رهبری را به جای حضرت علی(ع) که یک امام معصوم بوده و آیاتی در شان و مقامش نازل گردیده و دوست و دشمن بر عدالت و تقوی آن حضرت اقرار مینمایند وبا آنهمه کراماتش در این عصر قلمداد نمایند که قدر مسلم به هیچ وجه مورد قبول و تایید ایشان نمیباشد؟ مگر نه این است که امام(ره) کسانی را که در مدحش اغراق مینمودند و از همین عناوین در مورد ایشان بکار میبردند شدیدا" معترض میشدند و آن جمله معروف را گفتند :اگر به من خدمتگزار بگوئید بهتر از آن است که رهبر بگوئید؟
چرا اینهمه چاپلوسی و تملق ؟ اما فریبکاری را که در پشت این چاپلوسی خانه خوش کرده مشاهده کنید. صدا و سیمای شکرنیا در بخشهای مختلف خبری خود با پخش تصاویری از مراسم استقبال از استاندار جدید اعلام میکند که گروههای خودجوش مردمی ؟؟؟؟ ( که اکثرا" دانش آموزان مقاطع مختلف تحصیلی و دانشجویان و بازاریان و ..بودند)به هنگام ورود استاندار جدید در مسیر ورود وی از ایشان با شعارها و پلاکاردها و پرچمها اسقبال نمودند.
نمیدانم اینها مردم را چه حساب کرده اند آیا بلانسبت خل تشریف دارند یا چشمشان قدرت دیدن واقعیتها را ندارند که این اراجیف را باور نمایند.مگر میشود دانش آموز یا دانشجویی بدون هماهنگی و دستور از مقامات بالا در خیابانهای ورودی شهر تجمع نمایند؟مگریک بازاری با این اوضاع و احوال اقتصادی بیکار است که بطور خودجوش محل کسب خودرا تعطیل و ساعتها در انتظار ورود یک مقام آنهم در حد یک استاندارباشد؟
باور کنید حال انسان از اینهمه چاپلوسی و تملق و دروغ و فریب و نیرنگ و ریا بهم میخورد.
ديلي ، ائلي و ديني بيزدن فرق لي اولان بير
قوچامان آشيق لا دانيشيغيميز
آشيق يوسف اورهانس، آشيق يعقوبون اوغلو و آشيق ايشونون نوه سي ، بيزيم عصرين ان دويغولو و گؤركملي آشيقي دير. آشيق يوسف بير آسور وطنداش اولاراق، آشيق ليق صنعتي ني یوکسک سوییه ده ماراقلانيب و ان گنج چاغلاريندان آتاسي و دده سیندن ايلهام آلاراق، آشيق ليق سازين الينه آليب و ايندی ايسه 60 ايلدن چوخدورکی سينه سين آذربایجان و تورک ماهنی لار و اوزللیکله آشیق لیق شعر دفتري ائديب و سازين تئلی نین سه سي له بیر زاماندا اؤز سه سينی ، آشيق لیق دونياسينا و اونون ماراقلي اينسانلارينا يئترير.
آشيق يوسف 1306 – جي ايلده سولدوزون «چيانه» كندينده آنادان اولوب اونون آتاسي آشيق يعقوب و دده سي (آتاسي نين آتاسي) آشيق ايشودا سولدوزون ان سئويملي آشيق لاريندان اولوب لار. آشيق يوسفين ايلك اوستادي، رحمتليك آتاسي اولوب و سولدوزدان اورمويا كؤچندن سونرا، رحمت ليك آشيق فرهاد اونون بوينوندا اوستادليق حاققي قويوب. آشيق يوسف اورهانس بير آسور اولاراق اؤز آتا – بابالارينا تاي آذربايجان ديلينه و عنعنه لرينه علاقه گؤستريب ، آذربايجانين اؤزل آشيق ليق موحيطي نه داخيل اولوب و ايندي ايسه 72 آشيق ليق هاواسي نين اوخوجوسو و حتتا ياراديجي سي اولوبدور. آشيق يوسفين بيراوغلو و 6 قيزي واردي و اؤز دئديیينه گؤره، قيزلاري دا آذربايجان موسيقي سي و اؤزلليك له آشيق ليق صنعتي له تانيشليق لاري واردي و هردن ساز چاليب و اوخويارلار.
یوردوموزون گؤركملي آشيقي و آشيق ليق صنعتي نين بؤيوك ايفاچي سي، ياراديجي سي و هابئله ساخلايئجي سي لا یاز فصلی نین اورتا آیئندا اؤزل دانيشيق آپارمئشیق کی بو دانيشيقي ائلییه بیلرسینیز یئنی یایئلان صاباحیمیز(فردای ما) درگی سینده (۳۲۶- جی نومره ده) گؤروب و اوخوياسینیز.
تانريدان آشیق فرهاددان قالان یادیگارا و یوردوموزون بؤبوک و سئویملی آشيغینا اوزون عؤمور ، فايدالي گؤنلر و ساغلامليق ديله ييريك.
|
|