تبليغاتX

page rank google پيج رانك گوگل اين وب

اسفنديار سپهري
 
اسفنديار سپهري
 
 
نقد قدرت حاکمه
 

                       ۱۳آبان امسال در تهران چه گذشت؟

در تقویم کشوری روز 13 آبان روز مبارزه با استکبار جهانی نامگذاری گردیده و هر سال در چنین روزی شاهد برپایی راهپیماییهای ملت در سراسر کشور می باشیم. اما امسال روز ۱۳ آبان متفاوت تر از سالهای قبل بود حداقل در تهران و شهرهای بزرگ . چراکه این روز مجوزی بود برای حضور مردم معترض به نتیجه اتنخابات ۲۲ خرداد. این روز مجوزی بود بویژه در پایتخت و برخی شهرهای بزرگ کشور برای حضور صدها هزار نفری  در خیابانها تابه خاطر آنچه که در طول چهار ماه گذشته بر پیکره نحیف دموکراسی ایران و حتی بر اسلامیت نظام وارد آمده بود فریاد بر آورند.فریاد بکشند که ما ملت ایران طالب برقراری دموکراسی واقعی در کشور میباشیم. در چنین روزی جنبش مردمی سبز سبز تر از هر زمان دیگر در میادین و خیابانهای اصلی تهران از میدان انقلاب گرفته تا میدان هفت تیر و خیابانهای ولیعصر و تا مفتح و طالقانی و میرزای شیرازی و تمامی خیابانهای مشرف به خیابانهای اصلی پایتخت حاضرشدند و اعتراض خویش را به روند مردم سالاری  از نوع جدید اعلام کردند.

رسالت مطبوعاتی و وظیفه روزنامه نگاری ایجاب می کرد تا با حضور در میان مردم آنچه را که شاهد بودم به یاری واژه ها و قلم الکن خویش به تصویر کشم.

        

        

 صبح علی الطلوع نیروهای گارد ویژه ، نیروهای ضد شورش ، نیروهای بسیجی ، لباس شخصیهای سازماندهی شده بی سیم به بدست و نیروهای امنیتی و انتظامی با تجهیزات کامل ضد شورش ، آمبولانسهای آماده ، خودروهای ویژه حمل افراد دستگیر شده و موتورسواران مسلح به باتوم و سربازانی که دارای اسلحه ویژه پرتاب گلوله های گاز اشک آور بودند  تمامی خیابانها و مسیرهای حضور مردم را تحت کنترل خود قرار داده  و شهر را به یک صحنه جنگ و پادگان نظامی تبدیل کرده بودند.تمامی پاساژها و مغازه ها به دستور نیروی انتظامی تعطیل و تنها مردم بودند که فوج فوج وارد صحنه می شدند .اولین شعار از محل توقف عابرین پیاده رو در پشت چراغ قرمز از سمت ولیعصر به طرف پل کریمخان شروع شد . الله اکبر . این شعارکوبنده و اسرار آمیز را میتوان سر سلسله تمامی شعارهایی دانست که در انقلاب سال ۵۷  در طول انقلاب وهمچنین به هنگام اجرای عملیاتهای نظامی در طول هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پایه قدرتها را به لرزه درآورده بود و هم اکنون این شعار بعد از سی سال از زبان مردم معترض در سراسر کشور طنین انداز و البته خطر آفرین و عامل تحریک نیروهای ضد شورش گردیده است. گویی گلوله ای آتشین است که از سلاح های آتشین بیرون میجهد.

آری علیرغم اینکه هنوز یک ساعتی به شروع راهپیمایی اصلی مورد نظر مانده بود مردم پایتخت دسته دسته  با مضامین و نمادهای مشخص به سمت هفت تیر در حرکت بودند. برای اولین بار در طول سی سال گذشته و به خاطر جلوگیری از اتحاد و اتفاق ملی مسیرهای راهپیمایی را اعلام نکردند و البته قابل پیش بینی بود که راهپیمایی مبارزه با استکبار جهانی تبدیل به تظاهرات اعتراض آمیز علیه نتیجه انتخابات ۲۲ خرداد شود که هنوز که هنوز است ازخاطرها  نرفته و مردم مترصد چنین فرصتهایی هستند تا اعترضات خویش را به گوش مسئولین برسانند.

       24af18ad66c2b5.jpg  

سردادن اولین شعار الله اکبر از سوی بانوان و زنان  کافی بود تا گروههای دو ، سه ، چهار و پنج نفره گرد هم جمع شوند و تبدیل به گروههای صدها نفری و حتی چندهزار نفری شوند. همین وحدت عاملی شد تا شعار الله اکبر در تمامی این خیابانها طنین انداز شده  و فرماندهان نظامی و انتظامی و لباس شخصیها را وادار به صدور حمله سرکوبگرانه  به نیروهای تحت فرمانشان علیه مردم نماید.درگیرها شروع شد . باتوم به دستها و چماق به دستها به سوی مردم حمله ور شدند و برای آنها فرقی نمیکرد که کسانی که زیر ضربه های آنها کتک میخورند و دست و پا و سرشان میشکند زن است یا مرد است پیر است یا جوان . مردم عادی هستند یا معترضین. هدف آنها صرفا" سرکوب بود و ضرب و شتم و دستگیری. با افزایش شدت جمعیت و تند شدن شعارها، نحوه سرکوب نیز تغییر میکرد. پرتاب گلوله های حاوی گاز اشک آور و تیراندازیهای هوایی و یورش وحشیانه نیروهای ویژه توسط موتو سیکلت سوارها و زیر گرفتن مردم بویژه دختران و زنان که در این سرکوب برجسته تر بودند از جمله شیوه های مورد عمل بود.

               

               

کسانی که ازطریق بامها و پنجره های منازل مشرف به خیابانها نظاره گر چنین صحنه هایی بودند به راحتی اقدام به فیلمبرداری از این مناظرمیکردند و گاها" به یاری مصدومین نیز میشتافتند. 

با افزایش اعتراضات و به تبع آن افزایش شدت درگیریها در خیابانهای منتهی به هفت تیر و طالقانی که قرار بود مهدی کروبی و میر حسین موسوی نیز به خیل مردم بپیوندند نیروهای نظامی و انتظامی با بستن تمامی راهها و انجام حمله های پیا پی مانع ملحق شدن هزاران نفر در این سمت به مردم مستقر در میدان هفت تیر و مقابل سفارت سابق امریکا یا لانه جاسوسی شدند. در همین حین گزارش شد که مهدی کروبی مورد حمله مهاجمین وابسته به جناح حاکم قرار گرفته و گلوله گاز اشک آور به یکی از محافظین ایشان اصابت کرده و وی راهی بیمارستان شده است همچنین در این درگیریها حبیب الله پیمان دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز نیز مورد حمله قرار گرفت و زخمی گردید. تغییر مکرر عناوین شعارها از نکات قابل توجه بود. سفارت روسیه لانه جاسوسیه ، دولت کودتا استعفا استعفا ،  منتظری صانعی روحانی واقعی و...از جمله شعارهای معترضین بود و در کنار آن سرود یار دبستانی من و شعارهایی که در اوایل انقلاب اسلامی سر داده میشد در همهمه جمعیت بطور واضح به گوش میرسید.

ساعت از12  ظهر گذشته بود ولی اعتراضات درگیریها ادامه داشت . به محض اینکه صدای شعار از سوی هر شهروند دختر و پسری به گوش میرسید نیروهای سرکوبگر سریعا" در گروههای چند نفره به سوی افراد مزبور حمله ور میشدند و با باتوم و چوب و مشت و لگد به جان آنها می افتادند وآنان را تا حد مرگ کتک میزدند و کسی هم یارای نزدیک شدن به این نیروهای شدیدا" عصبانی و پرخاشگر را نداشتند. جاری شدن خون از سر و روی معترضین و پارگی لباس آنها مشهود بود .و در عین حال فریادها و شیونهای مردم ناظر و مخصوصا" دختران و زنان . ناگفته نماند که بنده نیز طعم ضربه های باتوم و چوب نیروها را چشیدم و ضربه سختی هم به آرنج دست چپم وارد شد و به هر طریقی بود از دست آنها گریختم.

           

       [50_12.jpg]

در چنین شرایطی صدای آژیر آمبولانسها در کنار تیراندازیهای هوایی و پرتاب گلوله های اشک آور صحنه دیگری را خلق کرده بود. علیرغم اینکه مدت زمان برگزاری راهپیمایی اصلی به پایان رسیده و با سخنرانی حداد عادل و البته هتاکی های مجدد وی به میر حسین موسوی و کروبی به پایان رسیده بود ولی همچنان شعارهای معترضین در میدان ولیعصر و خیابانهای اطراف ادامه داشت و به تبع آنهم ادامه سرکوبها و تیراندازیها.این روند تا ساعت سه بعدازظهر ادامه داشت ولی به تدریج از شدت آنها کاسته میشد. حدود ساعت 4 عصر تقریبا" وضعیت شهرآرام  شد. هرچند در برخی نقاط صداهای پراکنده ای به گوش میرسید. صحنه هایی که در این زمان دیده میشد با آنچه که ظهر و قبل از ظهر اتفاق افتاده بود جالب توجه بود. مثل اینکه جنگ بین دو کشور و درواقع دو دشمن به پایان رسیده بود ، نیروهای گارد ویژه و سایر نیروهای سرکوبگر در حالت استراحت قرار داشتند و و در حال خوردن نوشابه و بیسکویت و بگو بخند بودند. در مقابل آنها هم مردان و زنان جوان و میانسال و پیری بودند که نماد سبز در دست داشتند و خسته و کوفته در پیاده روها نشسته و نظاره گر این ضد شورشیها بودند و جالب اینکه گاهی هم پیدا میشد که بعضی از همین نیرهای مذکور چشمشان را به خانمهایی زل زده بودند که تا چند وقت پیش در خیابانها در برابر این نیروها شعارمی دا دندو بدست همینها سرکوب میشدند.

                              [50_02.jpg] 

هوا همچنانکه که رو به تاریکی میرفت هر چند که از حضور مردم کاسته میشد ولی همجنان نیروهای ضد شورش در میادین و خیابانها و کوچه ها حاضر بودند و برای سرکوبهای احتمالی آماده . شب که شد آرامش بر شهر حاکم شد و تقریبا" وضعیت عادی به خود گرفت. مردم به خانه هایشان رفتند . عده ای دستگیر و به بازداشتگاهها فرستاده شدند عده ای به بیمارستانها و مراکز درمانی منتقل و عده ای هم به دنبال فرزندها و اعضای خانواده خود که در این تظاهرات حضور داشتند ولی هنوز از آنها خبری نداشتند، سراغ آنهارا میگرفتند.

آری امسال روز مبارزه با استکبار جهانی تبدیل شده بود به روز مبارزه با کسانی که به خاطر دفاع از حقوق خویش و طرح خواسته های سیاسی که همان برقراری نظام واقعی مردم سالاری و محترم شمردن آرا یشان و اجرای اصول مرتبط با حقوق اساسی ملت در قانون اساسی به خیابانهای تهران و سایر شهرهای بزرگ کشور ریخته بودند.

روز ۱۳ آبان امسال مساوی شد به مبارزه ای نابرابرهمراه با الله اکبرها و شعارهای لا ینقطع  تند و آتشین مردم، شلیک گلوله های گاز اشک آور تیراندازیهای هوایی ،ویراژ موتوسیکلت سواران مسلح به باتوم های شوکربا لباسهای ضد گلوله ؟؟؟ و کلاهخودهای جنگی با چهره هایی خشن و عصبانی ،سرکوب و خون و فریاد.

این روز هم به صفحات تاریخ سراسر پر نشیب و فراز ملت ایران اضافه شد . نمی دانم فرداهای دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد. فرداهایی که از راه خواهند رسید و یادآور مبارزات و اتفاقتی است که توسط همین ملت خلق شده اند: روز ۱۶ آذر(روز دانشجو)،شبهای محرم وروزهای تاسوعا و عاشورای حسینی ، ۲۲ بهمن ، ۱۲ فروردین ، ۱۲ اردیبهشت ( روز معلم) ، ۱۴ و ۱۵ خرداد ، ۲۲ خرداد و سالگرد کشته شدن ندا آقاسلطان و سهراب اعرابی و مهدی روح الامینی و و دهها کشته شده دیگر و ...

 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 15:30  توسط سپهري  | 

               ۱۳آبان روز مبارزه با استکبار جهانی یا ....

 

۱۳ آبان از نگاه دوم : خشونت - گاز اشک آور -

  یورش  - خون - ضرب و شتم

    مشاهداتم از مراسم ۱۳ آبان در تهران بزودی در همین وبلاگ.

 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 3:43  توسط سپهري  | 

درخواست روزنامه نگاران آذربایجان غربی : ضرب و شتم خبرنگاران را پایان دهید

جمعی از روزنامه نگاران آذربایجان غربی با ارسال نامه ای به استاندار جدید این استان ضمن اعتراض به ضرب و شتم یکی از روزنامه نگاران توسط ماموران انتظامی مستقر در استانداری خواستار برخورد با عوامل این حادثه شدند .

جناب آقای وحید جلال زاده
استاندار آذربایجان غربی

با سلام

اولین روز کاری جنابعالی به عنوان استاندار جدید آذربایجان غربی همزمان شد با ضرب و شتم یک عضو جامعه رسانه ای استان آن هم توسط ماموران انتظامی مستقر در استانداری .

در جهانی که با یک کلیک کردن حتی می توان تعداد موزاییک های حیاط منزل استاندار را از طریق ماهواره و اینترنت شمرد و مشاهده کرد، یک روزنامه نگار به بهانه واهی عکاسی از پارچه نوشته های تبریک نصب شده مقابل ساختمان استانداری از سوی ماموران انتظامی استانداری مورد ضرب و شتم شدید قرار می گیرد که جای بسی تاسف است .

ضرب و شتم روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان در این استان مسبوق به سابقه است و البته تاسف بارتر اینکه هیچگاه با ضاربان و آمران این حوادث نه تنها برخوردی نشده است که برخی مسوولان دولتی نیز در تلاش برای محکوم کردن روزنامه نگاران برآمده اند !

در ماجرای مضروب ساختن یکی از همکارانمان در اولین روز کاری جنابعالی مقابل استانداری نیز متاسفانه یکی از مسوولان استانداری با اقدامی شرم آور در تلاش برآمد با اتهاماتی واهی و مضحک نه تنها عاملان این حادثه را تبرئه که همکار مضروبمان را اغتشاشگر، آشوبگر و بر هم زننده نظم عمومی معرفی و مقدمات محکومیت وی در دادگاه را فراهم آورد و البته تاکنون نتوانسته است توضیح دهد که عکس گرفتن از چند پارچه نوشته چگونه می تواند مصداق آشوب و اغتشاشگری باشد !

جناب آقای جلال زاده !

امضا کنندگان این نامه به عنوان جمعی از روزنامه نگاران استان آذربایجان غربی از شما انتظار دارند از آنجایی که اتفاق ناگوار در مجموعه تحت مدیریت شما در اولین روز کاریتان اتفاق افتاده است ،

1- هر چه سریعتر برخورد قاطع و قانونی با عاملان و آمران ضرب و شتم همکارمان صورت پذیرد .
2- خسارت های وارده معنوی و مادی به همکار مضروبمان به نحو مقتضی جبران شود .
3- با اتخاذ تدابیر لازم، زمینه های بروز حوادثی مشابه برچیده شود تا حرمت قلم و رسانه در این استان محفوظ بماند .
ما هر چند مسوولیت این حادثه را بدواً متوجه شما نمی دانیم اما قطعا این واقعه غم انگیز، آزمونی برای شما تلقی می شود که امیدواریم از آن مساله سربلند بیرون آیید .

رضوان آیرملویی - محمد صادق امجدی - سعید پورحیدر - مهرداد تبریزی - اسماعیل جوادی - قنبر حاجی وند - امیر خالقی نژاد - محمد علی خالقی نژاد - اکبر رفاهی - پیمان رزمخواه - اسفندیار سپهری نیا - ایرج سلیمانزاده - حامد عطایی - جعفر محمدی - رحمان نریمانی - مدیر مسوول و کارکنان نشریه فردای ما- مدیر مسوول و کارکنان نشریه ارمغان آذربایجان

 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 3:42  توسط سپهري  | 
 


این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد / در میان ما مردم رهبرانند / ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد 

میرحسین موسوی: دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند که با گشاده‌دستی از حقوق ملت عقب نشستند/سیزدهم آبان میعادی است تابه یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند.

همه با هم در راهپیمایی بزرگ روز سبز ۱۳ آبان

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 2:58  توسط سپهري  | 

 ضرب و شتم شدید یک خبرنگار در اورمیه

عوامل کودتا در اورمیه، همزمان با اولین روز کاری استاندار جدید منصوب دولت کودتا در این شهر، به ضرب و شتم شدید یک خبرنگار پرداختند. این عکاس خبری مشغول عکاسی از مراسمی تشریفاتی بود که برای استاندار جدید اورمیه برپا شده بود.

سایت عصرایران نوشت: ماجرا از آنجا اغاز شد كه یكی از خبرنگاران اورمیه ای با تلفن همراهش مشغول عكسبرداری از ده ها پارچه نوشته تبریك برای استاندار جدید آذربایجان غربی بود كه ناگهان مأموران مستقر در استانداری به سمت وی رفته و پس از مشاجره لفظی او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

ماموران به كتك زدن وی در پیاده روی مقابل استانداری بسنده نكرده و با كشاندن این خبرنگار به داخل محوطه استانداری ، به ضرب و شتم جمعی وی ادامه دادند.

ماموران انتظامی مستقر در استانداری در حالی این روزنامه نگار را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دارند كه هیچ تابلوی "عكسبرداری ممنوع"ی در مقابل ساختمان استانداری وجود ندارد و نمای بیرونی ساختمان نیز در معرض دید هزاران عابری قرار دارد كه هر روز از مقابل استانداری در رفت و آمد هستند. احمد نقی زاده كه در این حادثه به شدن مصدوم شده ،روزنامه نگار، وبلاگ نویس و از كاركنان سابق روابط استانداری است كه در انتخابات گذشته سخنگوی ستاد انتخاباتی محسن رضایی در آذربایجان غربی بود.

این خبرنگار پس از این ماجرا از ماموران خاطی به دادگاه شكایت كرد و جالب آنكه خود به ایجاد بلوا، آشوب و اغتشاش متهم شد و البته تبرئه گردید!

بعد از این ماجرا ، پارچه نوشته های مقابل استانداری جمع اوری شدند

------------------------------------------------------------------------------

البته باید متذکر شد که اقدامات  خشونت بار جناح حاکم برای اولین بار

 نبوده و آخرین بار نیز نخواهد بود. چراکه قدرتی که بر اساس زر و زور و

 تزویر بر جامعه حاکم شود و رئیس دولت به صراحت اعلام نماید که در

 کشور آزادی نزدیک به مطلق وجود دارد در چنین شرایطی اگر غیر از

 این باشد باید نگران بود . زیراکه معنای آزادی نزدیک به مطلق در واقع

 آزاد بودن حامیان و طرفداران و متملقین این دولت در ایجاد رعب و

 وحشت و کتک زدن و ضرب و شتم  نمودن مخالفین این دولت

 نا مشروع میباشد. 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 1:33  توسط سپهري  | 

 

صفت رذیله چاپلوسی در این دولت به نهایت خود رسید

چاپلوسی و تملق و ریا و فریبکاری از جمله خصائص بسیار زشت و نفرت انگیزی هستند که هم برای گوینده و عمل کننده آن وهم برای کسیکه مورد تملق و چاپلوسی قرار میگیرد مضر و خطرناک میباشد.

متاسفانه این خصائص شیطانی و مذموم در دولتهای نهم و دهم به اوج خود رسیده و مرتکبان به این خصائص از درجه آیت اللهی گرفته تا فرد عادی را شامل میشود.

دیروز استان آذربایجان غربی شاهد تغییر و تحول مدیریتی در سطح عالی استانی بود و طی این تغییرات وحید جلال زاده به جای رحیم قربانی بر اریکه قدرت تکیه داد.چند روز قبل در جهت استقبال از والی جدید کمیته ای به مسئولیت صادق دین پرست از نزدیکان قربانی تشکیل گردید و ایشان در جهت به اوج رساندن خصوصیتی که بدان اشاره شد کمیته های فرعی دیگری نظیر کمیته کارمندان بانوان روحانیون ورزشکاران دانش آموزان و... تشکیل داد و قرار شده بود که این کمیته ها در قالب گروههای خودجوش؟؟؟ از استاندار جدید استقبال نمایند. سازمان تاکسیرانی اورمیه هم به تبع این اقدامات اقدام به چاپ و انتشار تصاویر والی جدید و نوشته هایی با مضمون صل علی محمد یاور مالک آمد  و تاکسیداران  را موظف نمود این تصاویر و شعارها را بر روی شیشه تاکسی خود بچسبانند.

همچنین نقاط مختلف شهر و بویژه مدخل ورودی شهر از سمت فرودگاه را پر از بنرها و پارچه ها یی نمودند که مضمون آنها خوش آمد گویی به استاندار جدید بود.

در روز موعود که ۴/۸/۸۸ بود ادارات به حال نیمه تعطیل در آمد چراکه مسئولین و روسای ادارات و برخی کارمندان توفیق اجباری  بود که با حضور در فرودگاه از مقام جدید استانداری استقبال نمایند .

حال حساب کنید که با این اقدام چاپلوسانه چقدر هزینه  صرف ایاب و ذهاب و حق ماموریت و هزینه خورد و خوراک و صرف بنزین و ساعتها وقت و ...  گردید تا این والی بر اریکه قدرت استان تکیه دهد. در کنار این هزینه ها حساب کنید تا چه حد  مردم به دلیل عدم حضور مسئولین و کارمندان در ادارات سرگردان شدند و اعصابشان خط خطی شد.

اما ببینید شعارها را:

وزیر کشور علی به شهر ما خوش آمدی

صل علی محمد یاور مالک آمد  

و.... 

بله چاپلوسی و تملق را ببینید که تا چه اندازه بر فضای کشوری و این استان سایه افکنده است .آیا اصلا" آقای احمدی نژاد قابل مقایسه با مالک اشتر نخعی میباشد؟ آیا این صحیح است که چاپلوسی را تا بدان حد برسانند که مقام رهبری را به جای حضرت علی(ع) که یک امام معصوم بوده و آیاتی در شان و مقامش نازل گردیده و دوست و دشمن بر عدالت و تقوی آن حضرت اقرار مینمایند وبا آنهمه کراماتش در این عصر قلمداد نمایند که قدر مسلم به هیچ وجه مورد قبول و تایید ایشان نمیباشد؟ مگر نه این است که امام(ره) کسانی را که در مدحش اغراق مینمودند و از همین عناوین در مورد ایشان بکار میبردند شدیدا" معترض میشدند و آن جمله معروف را گفتند :اگر به من خدمتگزار بگوئید بهتر از آن است که رهبر بگوئید؟

چرا اینهمه چاپلوسی و تملق ؟ اما فریبکاری را که در پشت این چاپلوسی خانه خوش کرده مشاهده کنید. صدا و سیمای شکرنیا در بخشهای مختلف خبری خود با پخش تصاویری از مراسم استقبال از استاندار جدید اعلام میکند که گروههای خودجوش مردمی  ( که اکثرا" دانش آموزان مقاطع مختلف تحصیلی و دانشجویان و بازاریان و ..بودند)به هنگام ورود استاندار جدید در مسیر ورود وی از ایشان با شعارها و پلاکاردها و پرچمها اسقبال نمودند.

نمیدانم اینها مردم را چه حساب کرده اند آیا بلانسبت خل تشریف دارند یا چشمشان قدرت دیدن واقعیتها را ندارند که این اراجیف را باور نمایند.مگر میشود دانش آموز یا دانشجویی بدون هماهنگی و دستور از مقامات بالا در خیابانهای ورودی شهر تجمع نمایند؟مگریک بازاری با این اوضاع و احوال اقتصادی بیکار است که بطور خودجوش محل کسب خودرا تعطیل و ساعتها در انتظار ورود یک مقام آنهم در حد یک استاندارباشد؟

باور کنید حال انسان از اینهمه چاپلوسی و تملق و دروغ و فریب و نیرنگ و ریا  بهم میخورد.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 13:1  توسط سپهري  | 

 

ديلي ، ائلي و ديني بيزدن فرق لي اولان بير

 

قوچامان آشيق لا دانيشيغيميز

 

 آشيق يوسف اورهانس، آشيق يعقوبون اوغلو و آشيق ايشونون نوه سي ، بيزيم عصرين ان دويغولو و گؤركملي آشيقي دير. آشيق يوسف بير آسور وطنداش اولاراق، آشيق ليق صنعتي ني یوکسک سوییه ده ماراقلانيب و ان گنج چاغلاريندان آتاسي  و دده سیندن ايلهام آلاراق، آشيق ليق سازين الينه آليب و ايندی ايسه 60 ايلدن چوخدورکی سينه سين آذربایجان و تورک ماهنی لار و اوزللیکله آشیق لیق شعر دفتري ائديب و سازين تئلی نین  سه سي له بیر زاماندا اؤز سه سينی ، آشيق لیق  دونياسينا و اونون ماراقلي اينسانلارينا يئترير.

 آشيق يوسف 1306 – جي ايلده سولدوزون «چيانه» كندينده  آنادان اولوب اونون آتاسي آشيق يعقوب و دده سي (آتاسي نين آتاسي) آشيق ايشودا سولدوزون ان سئويملي آشيق لاريندان اولوب لار. آشيق يوسفين ايلك اوستادي، رحمتليك آتاسي اولوب و سولدوزدان ‌ اورمويا  كؤچندن سونرا، رحمت  ليك آشيق فرهاد اونون بوينوندا اوستادليق حاققي قويوب. آشيق يوسف اورهانس بير آسور اولاراق اؤز آتا – بابالارينا تاي آذربايجان ديلينه  و عنعنه لرينه  علاقه گؤستريب ، آذربايجانين اؤزل آشيق ليق موحيطي نه داخيل اولوب و ايندي ايسه 72 آشيق ليق هاواسي نين اوخوجوسو و حتتا ياراديجي سي اولوبدور. آشيق يوسفين  بيراوغلو و 6 قيزي واردي و اؤز دئديیينه گؤره، قيزلاري دا آذربايجان موسيقي سي و اؤزلليك له آشيق ليق صنعتي له تانيشليق لاري واردي  و هردن ساز چاليب و اوخويارلار.

یوردوموزون گؤركملي آشيقي و آشيق ليق صنعتي  نين بؤيوك ايفاچي سي، ياراديجي سي و هابئله ساخلايئجي سي لا  یاز فصلی نین اورتا آیئندا اؤزل دانيشيق آپارمئشیق کی بو دانيشيقي ائلییه بیلرسینیز یئنی یایئلان صاباحیمیز(فردای ما) درگی سینده  (۳۲۶- جی نومره ده) گؤروب و اوخوياسینیز.

تانريدان آشیق فرهاددان قالان یادیگارا و یوردوموزون بؤبوک و سئویملی آشيغینا  اوزون عؤمور ،  فايدالي گؤنلر و ساغلامليق ديله ييريك.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 11:45  توسط سپهري  | 
 

شماره ۳۲۶ هفته نامه فردای ما منتشر شد:

 

در این شماره می خوانید:

۱- مصاحبه اختصاصی هفته نامه با آشیق یوسف اورهانس هنرمند سولدوزی الاصل

 اورمیه ای به زبان اصیل ترکی 

با عنوان: قامتیم خم اولدو گؤزه تار دوشدو ( تیتر یک هفته نامه)

توسط اینجانب و حجت الهامی 

۲- شهر ما (اورمیه) کلان شهر می شود؟   به قلم اینجانب

۳- قیمت آدمی در خیابانهای اورمیه به قلم علی آرغین

۴- جنجال جدید مشاور جنجالی(بررسی موضوع پناهندگی نرگس کلهر دختر مهدی کلهر

 مشاور احمدی نژاد به کشور آلمان )  به نقل از سایت فرارو

۵- ازدواج صیغه ای، سونامی دامنه دار ایران    به قلم لیلا نوری راد

۶- دیدن درد بزرگی است   به قلم امیر جوان

و مطالب متنوع  دیگر....

این هفته نامه را میتوانید از دکه های روزنامه فروشی استان تهیه نمائید.

 |+| نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 23:20  توسط سپهري  | 

کرزای تخلف در انتخابات را پذیرفت،ما ماندیم و یک پیام شتابزدهاز نخستین روزهای اعلام نتایج انتخابات در افغانستان نامزدهای رقیب کرزای و برجسته تر از همه عبدالله عبدالله که رقیب اصلی وی محسوب می شد مدعی تقلب گسترده و سازماندهی شده از سوی کرزای شدند که علی رغم موضع سرسختانه حامد کرزی مبنی بر صحت انتخابات، شواهد و دلایل ارائه شده به کمیسیون رسیدگی به تخلفات انتخاباتی به گونه ای بود...
روز گذشته كمیسیون رسیدگی به شكایات انتخابات افغانستان اعلام كرد آرای حامد كرزای به زیر پنجاه درصد تنزل کرده که با تایید این خبر و بر اساس قانون انتخابات این کشور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به دور دوم كشیده خواهد شد.

به گزارش خبرنگار "تابناک"، هرچند اظهارات چند روز پیش سید طیب جواد سفیر افغانستان در آمریکا و شخصیت های سیاسی و رسانه ای همسایه شرقی کشورمان مبنی بر احتمال بالای کشیده شدن انتخابات افغانستان به دور دوم، پس از بررسی های انجام شده توسط کمیسون رسیدگی به شکایات انتخاباتی در این کشور، قطعیت این موضوع را نشان می داد، اما با اعلام دقایق پیش رئیس‌جمهور افغانستان در كنفرانس خبری تلویزیونی مبنب بر این كه؛" برگزاری دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری پیشرفتی برای دموكراسی در این كشور است." رسما بروز تخلفات در دومین دوره انتخابات افغانستان تایید و سرنوشت تعیین رئیس جمهور این کشور به رای مردم در مرحله دوم و با رقابت حامد کرزای و عبدالله عبدالله سپرده شد.


 
در همین حال، سخنگوی كمیسیون مستقل انتخابات افغانستان هم كه مسئول اعلام نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری این كشور است امروز ـسه‌شنبه‌ـ گفت كه دور دوم برای انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان ضروری است و این دوره در هفتم ماه نوامبر - 17 روز دیگر ـ برگزار خواهد شد. «حامد كرزی» هم این تصمیم كمیسیون مستقل انتخابات را تائید كرده و موافقت كرد كه دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری هفتم نوامبر برگزارخواهد شد.

اعلام این موضوع در حالی است که طبق نتایج اولیه انتخابات افغانستان ، آرای كرزای حدود 55 درصد از كل آرا اعلام شده بود که در صورت تایید می توانست وی را برای بار دوم راهی کاخ ریاست جمهوری کند.

این گزارش می افزاید، از نخستین روزهای اعلام نتایج انتخابات در افغانستان نامزدهای رقیب کرزای و برجسته تر از همه عبدالله عبدالله که رقیب اصلی وی محسوب می شد مدعی تقلب گسترده و سازماندهی شده از سوی کرزای شدند که علی رغم موضع سرسختانه حامد کرزی مبنی بر صحت انتخابات، شواهد و دلایل ارائه شده به کمیسیون رسیدگی به تخلفات انتخاباتی به گونه ای بود که در نهایت راهی جز پذیرش کشیده شدن انتخابات به دور دوم با توجه به کاهش آرای وی به زیر 50 درصد برای او باقی نگذاشت.

اما جدای از این رخداد مهم و تاثیر آن بر تحولات منطقه موضوعی که با واکنش رسانه های مختلف کشورمان مواجه شده است شتابزدگی مسئولین امر در ارسال پیام تبریک آقای احمدی نژاد به حامد کرزای برای پیروزی در انتخاباتی بود که از همان ابتدا حرف و حدیث بسیاری را به دنبال خود داشت.

این گزارش اضافه می کند، ارسال شتاب زده این پیام در حالی صورت گرفت که آقای احمدی نژاد اولین و تنها رئیس دولتی بود که به حامد کرزای انتخاب تایید نشده اش را تبریک گفت.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 15:47  توسط سپهري  | 

گزارشگران بدون مرز ٢٨ مهر – ميزان ١٣٨٨ هشتمين رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات را منتشر کرد.

رده بندی جهانی آزادی مطبوعات در جهان همچون هفت سال گذشته از سوی گزارشگران بدون مرز با همکاری صدها تن از روزنامه نگار و کارشناسان رسانه‌ها تهيه شده، انتشار می يابد. جدول رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات محدوده زمانی از ١٠ شهريور- سنبله ١٣٨٧ (اول سپتامبر ٢٠٠٨ ) تا ١٠ شهريور- سنبله ١٣٨٨ (اول سپتامبر ٢٠٠٩ )را در بر می‌گيرد

ژان فرانسوا ژوليارد دبير اول گزارشگران بدون مرز نيز در اين باره اعلام کرد " در همه ی جای جهان بايد با همان قدرت و انتظاری يکسان از آزادی مطبوعات دفاع کرد.

نگران کننده است که هر سال شاهد سقوط جايگاه دمکراسی های غربی و کشورهای چون فرانسه، ايتاليا و يا اسلواکی در رده بندی باشيم. اروپا بايد تلاش کند الگوی برای آزادی‌های سياسی باشد. اگر خود قابل سرزنش باشيم چگونه می توانيم نقض حقوق بشر را در جهان محکوم کنيم. اثر بخشی اوباما به ايالات متحده امريکا اجازه داد که ٢٠ رده صعود کند اما برای اطمينان بخشی تنها اين صعود کافی نيست. در رده های پائين جدول ما به ويژه نگران وضعيت ايران هستيم اين کشور بشکلی خطرناک در سقوط خود به سه کشور جهمنی برای آزادی مطبوعات ترکمنستان، کره شمالی و اريتره که سال هاست آخرين رده جدول را به خود اختصاص داده اند، نزديک شده است."

ايران پشت دروازه سه کشور جهنمی برای آزادی مطبوعات

در سال ٢٠٠٩ وضعيت آزادی مطبوعات در ايران به شکل جدی روز به وخامت گذاشت. مرگ وبلاگ نويس جوان اميدرضا مير صيافی در زندان اوين و ادامه بازداشت روزنامه نگاران و از جمله خبرنگار امريکايی ايرانی تبار رکسانا صابری و سپس بازداشت جمعی روزنامه نگاران در پی سرکوب اعتراضات گسترده به تقلب و تخلف در انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به رياست جمهوری ايران در تاريخ ٢٢ خرداد از جمله علل اين وخامت است. روزنامه نگاران بازداشت شده مجبور به اعترافات اجباری و در دادگاه های استالينی که حقوق ابتدايی شان رعايت نشد، محاکمه شدند.

امسال روزنامه نگاران ايران بيشتر از هر وقت ديگری آزار ديدند. انتخاب مجدد و مورد اعتراض محمود احمدی نژاد کشور را در بحرانی عميق فرو برد و بدبينی مفرط مقامات حکومتی عليه روزنامه نگاران و وب نگاران شدت يافت. با استقرار نيروهای امنيتی در چاپخانه‌ها و تحريره‌های روزنامه‌ها، سانسور پيش از انتشار مطالب اعمال شد. و بازداشت و زندانی کردن، بدرفتاری غير قانونی و گسترده با روزنامه نگاران بسياری از انها را مجبور به ترک کشور کرد. اين تصوير کلی از وضعيت آزادی مطبوعات در جمهوری اسلامی در سال جاری است. ايران پيش از اين نيز در رده های انتهايی جدول رده بندی قرار داشت (سال گذشته در رده ١٦٦ در ميان ١٧٣ کشور) ، امسال ايران به دروازه سه کشور جهمنی برای آزادی مطبوعات ترکمنستان ( رده ١٧٣)، کره شمال ( رده ١٧٤) و اريتره (رده ١٧٤) که سال هاست آخرين رده جدول را به خود اختصاص داده اند، رسيده است

اثر بخشی پديده اوباما : ايالات متحده امريکا در بيست کشور اول جدول قرار داد.

در يک سال ايالات متحده امريکا بيست رده پيش روی کرده است و از رده ٤٠ در سال گذشته به رده بيستم در سال جاری رسيده است. به قدرت رسيدن باراک اوباما و رفتار کمتر پرخاشگرانه اش نسبت به مطبوعات و در مقايسه با رئيس جمهور پيشين يکی از عوامل اين صعود است.

اسرائيل : عمليات سرب مذاب با رسانه‌ها

عمليات نظامی سرب مذاب اسرائيل در نوار غزه تاثيرات مخربی بر مطبوعات اسرائيل داشت. اين کشور چهل و هشت رده از دست داد و به رده ٩٣ سقوط کرد. و اين امر اسرائيل از کشور پيشتاز خاورميانه در عرصه آزادی مطبوعات به رده های پس از کويت (رده ٦٠) و امارات متحده عربی (رده ٨٦) قرار داده است.

 پايان نمونه اروپا؟

کشورهای اروپايی مدت ها الگوهايی برای رعايت آزادی مطبوعات به حساب می امدند. اما امسال بسياری از کشور اروپايی در هشتمين رده بندی به وضوح عقب نشسته اند. با آنکه ١٣ رده‌ی اول جدول را کشورهای اروپايی اشغال کرده‌اند. ديگر کشورهايی چون فرانسه ( رده ٤٣) اسلواکی (رده ٤٤) يا ايتاليا (رده ٤٩) به سقوط در جدول ادامه می دهند و هر کدام امسال به ترتيب هشت، سی و هفت و پنج رده از دست داده اند. و دمکراسی های جوان آفريقايی مثل مالی، افريقای جنوبی و غنا و يا امريکای لاتينی مثل اروگوئه و يا ترينداد و توباگو از آنها جلو افتاده اند.

عراق و افغانستان

وضعيت آزادی بيان در عراق (رده ١٤٥) بهتر شده است . تهديدات گروه های تروريستی و شبه نظام تقريبا پايان يافته است. اما درگيری رسانه ها و روزنامه نگاران با دولت و يا سياست مردان که رسانه را از دسترسی به اطلاعات در برخی مناطق منع می کنند، ادامه دارد. سواستفاده از تعقيب قضايی برای " توهين و افترا" عليه روزنامه‌هايی که موارد فساد را افشا می کنند به رويه تبديل شده است.

جنگ و تروريسم از روزنامه نگاران همچنان قربانی می گيرند و انها را در وضعيت نامساعدی از نظر کاری قرار می دهند. خبرنگاران در افغانستان ( رده ١٤٩) با خشونت ها و تهديد به مرگ‌های بسيار از سوی طالبان رو در روی هستند. اما متاسفانه ففط طالبان نيستند که ازادی مطبوعات را در اين کشور تهديد می کنند، دستگری های خودسرانه قوای دولتی نيز ادامه دارند. افغانستان در سال حاری عليرغم همه تهديدات اما در رده بندی سير صعودی داشته است. برعکس پاکستان (رده ١٥٩ ) عليرغم فضای پر تحرک رسانه ای از کشتار روزنامه نگاران خونبار است. . به رده های پايين‌تر سقوط کرده است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:38  توسط سپهري  | 

      قلینج سسی 

       

     آغير بير يوك

       بئليمي بوكوب

       دهشتلي بير اوخ

         کؤنلومو سؤكوب

      اسكيدن اولان

      كيملي ييم  ديليم

         اليمدن آلينیب

        ائليمدن تالانیبب

      ***

   الينده بيرقيلينج

   كسگين بير قيلينج

  هركس سس له نير

هركس باغيرير

   قيلينجي گتیرير

   سسيني   كسير

 بيركس دن قورخمور

 كؤكونو  كسير 

 **

    قیلينجين ضربينه

  ضربي شستينه

      يارپاقلار، بوداقلار

    تيتره يير – اسير

    ائشيدن يوخدور

     ائشیتمك چوخدور

     ظالمين ضربينين

      قيلينجين سه سين

    ***

    دوماندا باغيران

   چم ده چئغيران

     قارانليق آلتيندا

       بوكولن سه سي

       ائشیدن یوخدو

    ***

       هاردادي عدالت

          هاردادي صداقت

         يوخ اولوب اصالت

          بورويوب هريئري

        چيركين جهالت

         بيلمه يي بورويوب

         يئريندن سورويوب

         خالقين سؤي كؤكون

        ديبيندن چؤرودوب

                                        «موتلو»

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 23:12  توسط سپهري  | 

دولت در سایه تصویب نمود : « سبز» دیگر رنگ نیست

به دنبال انتخاب رنگ سبز به عنوان نماد جنبش مدنی و مردمی 22 خرداد و نشانه نشاط سیاسی ملت ایران و در جهت مبارزه با جنبش سبز به رهبری اصلاح طلبان بویژه شخص میر حسین موسوی ، هیئت دولت در سایه پس از برگزاری چندین جلسه تخصصی و کارگروهی ، مصوباتی به شرح زیر تصویب و جهت اجرا به کلیه دستگاههای حاکمیتی کشور ابلاغ نمود:

1-  از آنجایی که یکی از رنگهای پرچم کشور رنگ سبز میباشد از اینرو به دلیل عملکرد منفی این رنگ در جامعه سیاسی ایران در ماههای اخیر و تنفری که رئیس و اعضای هیئت دولت در سایه و برخی مقامات و مسئولین سیاسی و ...  از این رنگ دارند ، از این به بعد رنگ سبز از پرچم حذف و به دلیل آنکه 50 درصد جمعیت کشور را زنان تشکیل میدهند و از رنگ مشکی درخرید چادر و مانتو استفاده میکنند از اینرودر جهت پاسداشت مقام ایشان رنگ سیاه یا مشکی جایگزین رنگ منفور سبز میشود.

2-  هیچیک از وزارتخانه ها ، سازمانها و زیر مجموعه های دولتی و دستگاههایی که بنوعی از بودجه کشوری استفاده مینمایند مجاز به استفاده از رنگ سبز در برنامه ها ، مراسم ، ابنیه ها ، خرید وسایل و ملزومات ، تبلیغات و... نبوده و در صورت مشاهده برخورد خواهد شد.

3-  وزارت آموزش و پرورش موظف میباشد کلیه دروس و کتب درسی را از پایه اول ابتدایی تا پایان دوره دبیرستان بازبینی و نسبت به حذف رنگ سبز از متون درسی اقدام و رنگ دیگری را جایگزین آن نماید. ضمنا" دانش آموزان پایه های تحصیلی مجاز به استفاده از رنگ سبز در پوشش مدرسه ، ملزومات  درسی، لباس ورزشی و... نمیباشند و در صورت مشاهده برخورد خواهد شد. مدیران مدارس مسئول مستقیم این موضوع میباشند.

4-  سازمان تربیت بدنی و سایر دستگاههایی که زمین ورزشی و سالنهای برگزاری مسابقات و تمرینات ورزشی در اختیار دارند شش ماه مهلت داده میشود نسبت به تعویض و جایگزینی رنگ سبز اقدام نموده و من بعد از رنگ سبز در خرید ملزومات ، لباسهای ورزشی ، جوایز ، بیلبردهای تبلیغاتی و... استفاده نخواهند نمود. ضمنا" بازیکنانی که از نشانه ها و علائم سبز نظیر مچ بند ، پیراهن ، کفش و ... استفاده نمایند به شدت برخورد خواهد شد.

5-به نیروی انتظامی شش ماه فرصت داده میشود نسبت به تغییر رنگ سبز لباس نیروهای تحت امر خود به رنگ دیگر اقدام و تغییرات لازم را در ساختمانها ، ابنیه ها  ، ملزومات و ... معمول و بطور اکید رنگ سبز را از مجموعه آن نیرو حذف نمایند تا شائبه حمایت این نیرو از جنبش به اصطلاح سبز از بین برود.

6- شهرداریها و کلیه دستگاههای اجرایی و بخش خصوصی مجاز به استفاده از رنگ سبز در زیباسازی شهرها ، بخشها و حتی روستاها و نیز دز اجرای طرحها ، فضاها و بیلبردها و ... نخواهند داشت و لازم است نسبت به تغییر رنگ جداول، پارکها و فضاهای سبز و ... اقدام نمایند.

7- کارخانجات رنگ سازی و واردکنندگان رنگ حق تولید یا واردات رنگ سبز و مشتقات آن را نداشته و در صورت مشاهده برخورد لازم صورت خواهد گرفت.

8- تولید کنندگان البسه ، پوشاک ، فرش و موکت و پتو ، پلاستیک و ... حق استفاده از رنگ سبز را در تولیدات خویش نخواهند داشت و در صورت مشاهده با آن واحد برخورد خواهد شد.

9- هیچیک از دستگاههای دولتی و خصوصی حق استفاده از واژه سبز را در انتخاب اسامی شرکتها و واحدها و ... نداشته و سازمان ثبت اسناد و املاک اقدامات پیشگیرانه را در این زمینه معمول خواهد نمود.

10-به رئیس فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی ماموریت داده میشود ضمن بازبینی فرهنگ لغات ، کتب ، اشعار و ضرب المثلها و ... نسبت به حذف واژه سبز در متون و اشعار و ضرب المثلها و... اقدام لازم معمول و رنگ دیگری را جایگزین آن نماید.

11-به برخی سادات عزیز که از رنگ سبز به عنوان نماد سیادت استفاده مینمایند از تاریخ ابلاغ این بخشنامه هشدار داده میشود که از رنگ مشکی به جای سبز استفاده نمایند.

12-از آنجایی که رنگ طبیعت سبز میباشد و امکان تغییر رنگ آن به رنگهای دیگر وجود ندارد از اینرو به منظور جلوگیری از مشاهده و دید این رنگ به مسئولین دولتی ، طرفداران و هواداران دولت دهم و نیز وکیل الدوله های گرامی و تمامی کسانی که دل در گرو این دولت مردمی دارند توصیه اکید میشود اولا" از حضور در این مکانها امتناع نمایند و در صورت حضور از عینکهای دودی و ضد سبز واز خودروهای دارای شیشه رفلکس و تیره در طول روز و ماموریتها استفاده نمایندو ثانیا" از سفر به مناطق شمالی  و سایر مناطق سرسبز کشور و نیز فضاها و پارکها، باغات و باغچه ها ، دامن طبیعت و ... امتناع نمایندو در صورت حضور حتما" از عینک آفتابی و دودی استفاده نمایند.

13-با توجه به پیش بینی های صورت گرفته نظر به اینکه با اجرای این بند از مصوبات احتمال نایاب شدن و افزایش شدید قیمت اینگونه عینکها اجتناب ناپذیر می باشد و از سویی هزینه عزیزان نیز افزایش خواهد یافت از اینرو هیئت در سایه دولت ، اعتبار ویژه ای تحت عنوان یارانه عینک دودی به مبلغ بیست و چهار میلیارد ریال از محل درآمدهای نفتی اختصاص داده و به وزارت بازرگانی و گمرکات کشور نیز ابلاغ گردید نسبت به حذف تعرفه عینکهای دودی اقدام و زمینه واردات اینگونه عینکها را ترجیحا" از کشور دوست و برادر ونزوئلا فراهم نمایند.

14-به وزارت داخله مملکت ماموریت ویژه داده میشود با هر گروه و جناح ، حزب و دسته ای که از واژه سبز به عنوان نماد جنبش سیاسی و مردمی استفاده نمایند برخورد قاطع نموده و با سردمداران آنها و نیز شعار دهندگان شدیدا" برخورد نمایند.

15-از آنجاییکه  معمولا" به دلیل حضور چندین باره وزرا و رئیس جمهور در موضوعاتی نظیر استیضاح یا جلسه رای اعتماد به وزرا در طول سال  اعضای هیئت دولت مجبور به حضور در مجلس شورای اسلامی میباشند از اینرو به وکیل الدوله های محترم نیز توصیه میشود از طرق گوناگون زمینه لازم را جهت تغییر رنگ کرسیهای مجلس و دیوارها و سایر نقاط مجلس که به رنگ سبز میباشند فراهم نموده و در صورت استنکاف مسئولین امر از آبستراکسیون و تحصن استفاده نمایند.

16 - نظارت بر حسن اجرای این مصوبات بر عهده معاون اول و پیگیری و گزارش آن بر عهده رئیس دفتر و سرپرست نهاد دولت در سایه میباشد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:31  توسط سپهري  | 

اصل 44 قانون اساسی در چنبره قدرت و سیاست

طی سالهای مربوط به دهه سوم انقلاب حرف و حدیثهای فراوانی پیرامون اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی - که یر اساس این قانون فونداسیون اقتصاد کشور بر پایه سه بخش دولتی ، تعاونی و خصوصی میباشد- مطرح گردیده و نهایتا" در سالهای اخیر پس از طرح و تصویب کلیات طرح در مجمع تشخیص مصلحت نظام و تدوین آئین نامه ها و ضوابط مربوطه ، به مرحله اجرا نزدیک گردید و به بهانه اجرای این اصل، به ظاهر تعدادی از شرکتهای دولتی و یا وابسته به دولت به بخش خصوصی واگذار گردید. اما نحوه واگذاری و شرایط پرداخت وجوه ناشی از فروش سهام این شرکتها انتقادات فراوانی را درپی داشته است. یکی از انتقادات وارده مربوط به تبعات ناشی از واگذاری این شرکتها صرف نظر از شرایط واگذاری آنها بود که به دنبال این اقدام بسیاری از کارگران و مدیران برجسته کارخانجات ، نیروگاهها ، شرکتها و مؤسسات دولتی  از کار بیکار شدند و به جای شکوفایی اقتصاد و فاصله گرفتن دولت از فعالیتهای اقتصادی شاهد اینگونه تبعات گردیدیم . یکی از مهمترین علل این امر اعمال ملاحظات سیاسی و قرار گرفتن مدیرانی بوده است که تا قبل از واگذاری خود در راس این موسسات بوده اند و به محض اطلاع از واگذاری این مؤسسات از مقام دولتی خویش استعفا و پس از شرکت در به اصطلاح مزایده ها برنده این مزایده ها شده و به صورت اقساطی و با نازلترین قیمت مالک و صاحب شرکتهای اقتصادی گردیده و پس از قرار گرفتن درراس این شرکتها سلیقه های خویش را اعمال و با تصمیمات خویش و به بهانه کاهش هزینه ها و افزایش سوددهی این بنگاههای اقتصادی تعداد کثیری از کارگران را اخراج و ضربه مهلکی بر پیکره این قشر و بویژه خانواده های آنها نمودند. 

اکنون هم که به دهه چهارم انقلاب وارد شده ایم شاهد نوع جدیدی از واگذاری یکی از بزرگترین شرکتهای دولتی درآمدزا و در عین حال حساس به یک نهاد نظامی - امنیتی و در قالب یک شرکت خصوصی ؟؟ میباشیم.بر اساس اخبار موجود ۵۰ درصد سهام شرکت مخابرات کشور در راستای اجرای اصل ۴۴ به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واگذاز گردید . گذشته از شرایطی که در نحوه شرکت و بررسی پیشنهادها و واگذاری نهایی سهام این شرکت مورد بحث فراوان میباشد مهمترین موضوعی که فضای اقتصادی و اجتماعی جامعه را تحت الشعاع خود قرار داده ، سیطره یک نهاد نظامی بر شریانهای اقتصادی ، اجتماعی و عمرانی می باشد. بدون شک یک شخص حقیقی و یا حقوقی که مالک اکثریت سهام یک شرکت میگردد بیشترین قدرت و اختیار را در مدیریت آن شرکت خواهد داشت. در این مسئله هم این نهاد نظامی با توجه به برخورداری از بیشترین سهام ، سیطره کامل بر کل مخابرات کشور و دخالت مستقیم در عزل و نصب مدیران خواهد داشت و معنی دیگر آن این خواهد بود که این ارگان بطور رسمی نظارت مستقیم و مدیریت کامل بر ارتباطات و تبادل اطلاعات الکترونیکی و مخابراتی و رادیو تلویزیونی خواهد داشت و علاوه بر اختیاراتی که درعزل و نصب مدیران در رده های مختلف خواهد داشت صاحب درآمد کلانی خواهد شد که میزان درآمد ، نحوه هزینه کرد و مصارف آن از دید دیوان محاسبات کشور بدون اذن مقام رهبری پنهان خواهد ماند.چراکه رسیدگی به عملکرد مالی و مدیریتی نهادها ی تحت امر رهبری بر اساس قانون اساسی بدون اذن ایشان مجاز و امکانپذیر نمیباشد.

حال سؤال این است چگونه میتوان تصور نمود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که یک نهاد نظامی و حاکمیتی بوده و زیر نظر مقام رهبری اداره میشود در قالب یک بخش خصوصی وارد یک معامله کلان اقتصادی بدون حضور شرکتهای قدر دیگر گردیده و به راحتی و با مبلغ کلان البته بصورت اقساطی چند ساله ۵۰ در صد سهام بزرگترین شرکت دولتی را تصاحب نماید؟

در این زمینه مسائل دیگری مطرح میباشد که در فرصتی دیگر به رشته تحریر در خواهد آمد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:48  توسط سپهري  | 
بمناسبت هفته دفاع مقدس و به بهانه تجلیل از شهیدان باکری

 

متن بیانیه سانسور نشده و تکاندهنده  خواهر  شهیدان باکری

با توجه به اهمیت موضوع و آشکار نمودن جریانی مسموم که در لباس دفاع ازارزشها قصد اهانت به خانواده فرهیخته وفرهنگی و مورد احترام جامعه (خانواده شهیدان آزاده و رادمرد  باکری ها )را دارند و از هیچ توهینی فروگذاز نمیکنند این نامه مجددا" در وبلاگ قرار میگیرد.وااسفا به کسانی که در سایه خون این شهدا مزورانه نمک میخورند و نمکدان میشکنند.

بسم الله الرحمن الرحیم‌

اینجانب خواهر سه شهید هستم. در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند .30 سال از عمرم را در حکومت ستمشاهی و 30 سال باقی را در جمهوری اسلامی سپری کردم.

در زمان رژیم شاهنشاهی که برادر بزرگم اعدام شد و برادر دیگرم در زندانهای قصر، اوین، عادل آباد شیراز، قزل قلعه و زندان ارومیه  زندانی بود ، ما و مردمی چون ما این حق را داشتیم که با حقوق دانان بین المللی و نمایندگان سازمان عفو بین الملل و نمایندگان سازمانهای حمایت از زندانیان دیدار و در مورد زندانیانمان گفتگو کنیم ، ولی

در حکومتی که به اسم حضرت علی(ع) و امام زمان  مزین است، پدران و مادران و همسران زندانیان، حق ندارند از احوال آنان با خبر باشند و هیچ گونه اطلاعی، حتی در مورد محل بازداشت عزیزانشان به آنان داده نمی شود و خانواده ها حق بازگو کردن وضعیت بد زندانیانشان در زندانها را با هیچ مقام و مسوولی ندارند؟؟!!!

آقایانی که در مصدر امور تکیه زده اید کمی انصاف داشته باشید و وضعیت زندانهای ستمشاهی ، که ظاهرا عده ای از شما آنها را دیده اید ، را با وضع زندانهای مملکت اسلامی امروز مقایسه کنید.

بعد از اعدام برادر بزرگم علی باکری، خانواده برای او مجلس ختم گرفت. مراسم هفتم و چهلم را هم  دائی هایمان در تهران گرفتند . چند ماه بعد از اعدام برادرم من در آموزش و پرورش استخدام رسمی شدم، خواهر کوچک ترم در راس مدیریت آموزشگاه عالی آموزش و پرورش استخدام شد ، برادرم مهدی در کنکور دانشگاه پذیرفته شد و نظام شاهنشاهی هیچ گونه مزاحمتی برای ما ایجاد نکرد. آیا واقعا امروز نیز اوضاع خانواده های قربانیان همین طور است؟!!

 برادر من با بانگ الله اکبر به پای چوبه ی دار رفت، اما رژیم  شاه برای اثبات حقانیتش از او استفاده نکرد. شما را به خاطر خدایی که نامش را به زبان دارید اما به گفته هایش عمل نمی کنید ، کمی به خود آئید و فکر کنید رفتار شما با کدامیک از قوانین بشری مطابقت دارد؟!!

برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شبهایی که شب نامه و اعلامیه به خانه می آورد تا به همراه دیگر برادران و خواهرانمان در خانه های اطراف پخش کنیم به من می گفت : خواهر من، حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خوابیدن بنده های خدا نخواهی بود، دیگر همسایه بی خبر از همسایه اش نخواهد خوابید و

هیهات که برادرانم و هزاران شهید دیگر با این آرزوها از همه چیز و همه کس خود گذشتند  و امروز عده ای که از گذشتگان عبرت نمی گیرند یا قدرت به آنها اجازه نمی دهد که به خود آیند، با سوء استفاده از نام اسلام و شهدا با مردم هم وطنشان چه می کنند؟ مردمی که تا دیروز که قرار بود برای نمایش قدرت پای صندوقها بیایند انسانهایی باشعور بودند، ولی امروز که خواستار حقشان هستند ، خس و خاشاک و مزدور بیگانه شده اند.

شرک را به حدی رسانده اند که یکی از آیات عظام می فرماید: (اشاره به اظهارات اخیر مصباح یزدی)

اطاعت از رئیس جمهور اطاعت از خداست !!!!شما چطور نام خود را مسلمان گذاشته اید؟!!شما با بت پرستان قبل از اسلام چه تفاوتی دارید؟!

برادران من، مهدی و حمید عاشق همسران و خانواده خود بودند . وقتی حمید به خانه می رسید، احسان از شانه های پدرش پایین نمی آمد. هرگاه مهدی از جبهه بازمی گشت، ساعتها با خواهر زاده های خود بازی می کرد.  اما با وجود این علاقه، آنها عشقی والاتر به خدا و میهن و اسلام واقعی داشتند که تمای عشق ها را تحت الشعاع قرار داد و باعث شد آنها از تمامی لذات دنیا دست بکشند....

 و امروز شما بر روی خون آنها نشسته اید و مزدوران باطوم به دستتان، به جرم طرفداری از کسی که در روزها و سالهای بحرانی کشور در پشت جبهه پدرانشان را حمایت کرده و صلاحیتش توسط شورای نگهبان تایید شده است، بر سر فرزندان آنان می کوبند!!

مهدی و حمید و مهدی ها و حمید هایی که رفته اند هم سپاهی بودند. آنها بسیجی بودند.  امروز عده‌ای بسیجی نما شیشه های در منزل خواهرم را شکستند، اما خوشبختانه موفق نشدند به داخل خانه بروند و مانند قوم مغول بزنند و بکشند و ببرند تا شاید این گونه عقده‌ها و نفرت درونی خود را فرو بنشانند .

اما در مورد همسران برادرانم جملات نا مربوطی شنیده ام. شما اگر ذره ای شرم از مقام و خون شهید داشتید، امروز این بی حرمتی ها را به همسران شهدا نمی کردید . کسانی که تا قبل از این بی عدالتی اخیر حاکمیت، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کرده اند چطور یک شبه مستحق این همه توهین شده اند؟! آنها شبها در خفا برای همسران خود گریسته اند تا کسی اشکهای آنان رانبیند، تا مثل حضرت زینب محکم و استوار باشند. آنوقت شما مقدس مآبان و تازه به دوران رسیده ها که باکری ها را نمی شناسید، می گویید همسرانشان دیگر باکری نیستند؟! شما که هستید که چنین حقی به خود می دهید؟!

من به عنوان بزرگ خانواده  باکری به همسران برادرانم افتخار می کنم . همسر مهدی با خواهش خانواده باکری با فردی که ارزش و حرمت شهید را می داند، ازدواج کرده است. ایشان از ابتدای ازدواجشان عکس مهدی را به دیوار خانه شان آویخته اند و با فرزندشان در مورد عمو مهدی حرف می زنند و فرزندشان از زمان تولد، مهدی را به عنوان عمو و انسانی والا شناخته است . آنوقت شما می گویید چرا اسم باکری را دارند؟!

اما در موردهمسر حمید!  شما مصداق واقعی ضرب المثل کافر همه را به کیش خود پندارد هستید.

آیا واقعا فکر می کنید می توانید هر کس را به هرکس که خواستید نسبت دهید؟!شرم از روز قیامت ندارید؟!البته شما در حدی نیستید که اجازه دیدار با شهدا را بیابید ، اما وای به حالتان که جوابی برای آنها نخواهید داشت!

بعد از مراسم چهلم مهدی و حمید، من به عنوان بزرگ خانواده، به هر دوی آنها گفتم که ازدواج کنند و این چیزی جز فرمان خدا نبود. همسر حمید با داشتن دو فرزند، جوانی و همه چیزش را صرف تربیت آنها کرد و خدا می داند که چه فشارهایی را به تنهایی به جان خرید تا فرزندانی صالح تربیت کند. فرزندان پاکی که شما از تهمت زدن به آنها هم ابایی ندارید .

همسران برادرانم به حرمت زندگی کوتاهی که با برادر من داشته اند، نور چشم خانواده باکری هستند و خواهند ماند. خوشحالم که خانواده ما بدهی به شما ندارد. نه از حکومت کمکی دریافت کرده ایم و نه به موقعیتی چشم داشته ایم. نه سهم خواهی کرده ایم و نه سهمی خواهیم خواست. ( الحمد لله ) من وظیفه خود می دانستم که این نامه را برای شادی روح شهیدانم بنویسم. باشد که برای آنها که آخرت را فراموش کرده و به خاطر قدرت کثیف مادی چشم به حقایق بسته اند، نیز تذکری باشد تا بندگی خدا بکنند و نه برده بنده  خدا باشند....

زهرا باکری- خواهر شهیدان علی، مهدی و حمید باکری

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 15:50  توسط سپهري  | 
 
  بالا  

Best Cod Music

:::●┼┼ اگه دوست داری توی وبلاگت چت روم داشته باشی کلیک کن اینجا┼┼●:::


Get your own Chat Box! Go Large!

:::●┼┼ اگه دوست داری توی وبلاگت چت روم داشته باشی کلیک کن اینجا┼┼●:::